واسه لاغری روش ها و پیشنهادای زیادی بیان شده، ولی چیزی که بیشتر مردم کمتر بهش توجه می کنن اثر افکار و رفتارها روی لاغریه، یعنی، «روانشناسی لاغری» خیلی مورد توجه قرار نمی گیره. شاید بخاطر این خیلی از افرادی که تصمیم می گیرن با ورزش و رژیم غذایی لاغر شن، به جایی نمی رسن. در این مقاله می خوایم به روانشناسی لاغری و تفکراتی بدیم که مانع رسیدن به وزن مناسب هستن.

 

عادات نامناسب دارین

عادات طوری با زندگی و ذهن ما آغشته می شن که بدون اونا احساس می کنیم یک جای کار می لنگد. حال اگه عادات شما ورزش منظم، خوردن گوشت و سبزیجات و خواب خوب باشه، به اندام مناسب می رسین. اما اگه عادات دیگری داشته باشین، مثل خوردن همیشه قهوه و کلوچه یا عادت به اینکه هر وقت چشم تون به ظرف شکلات افتاد حتما از اون بخورین، مصرف مشروبات الکلی، یا عادت به اینکه بعد از کار ساعتا روی مبل بیفتید، شاید اندام خوبی هم نخواهید داشت. همه ما عادات بد زیادی داریم که باعث می شن نتونیم اون طور که می خواهیم وزن کم کنیم.

شناخت عاداتِ بد کار ساده ایه، اما ترک عادت واقعا سخته. پس بکوشید زمینه ایجاد این عادات رو کشف کنین تا بتونین از بروز موقعیتا، احساسات و نشونه هایی که شما رو به طرف این نوع رفتارهای نامناسب جهت می ده، جلوگیری کنین.

این کار می تونه هم زمان بسیار ساده و بسیار سخت باشه. مثلا بعضی وقتا متوجه میشید واسه اینکه زیاد شکلات نخورید باید کاری کنین چشم تون به ظرف شکلات نیفتد و از جلوی اون رد نشید؛ به همین سادگی! ولی بعضی وقتا هم باید خوب فکر کنین تا بفهمین کجای کار می لنگد و مثلا به چه دلیل حس می کنین هر شب باید مشروبات الکلی بخورین.

می تونین هر عادت بد رو با یک عادت خوب جانشین کنین. مثلا اگه یک روز صبح هوس کردین شیرینی بخورین، به جای اون یک میوه شیرین بخورین.

از تنها ماندن ترس دارین

ما موجوداتی اجتماعی هستیم و توجه به این حقیقت واسه حفظ سلامت شخصی، ضروریه. کمتر کسی می تونه بدون داشتن رابطه اجتماعی با بقیه زندگی کنه و خوشحال و سلامت بمونه. این نیاز داخلی باعث می شه دوست داشته باشیم موردقبول بقیه واقع شیم و از رنجاندن اونا دوری کنیم؛ درست واسه همین، ممکنه نتونیم در شرایط مختلف رژیم غذایی درست و مناسب انتخاب کنیم. مثلا وقتی دور و بریا منظم شیرینی به اداره میارن، واسه خوردن غذای چینی بیرون می رن یا در ساعات بیکاری و در مناسبتای مختلف نوشابه و بال سرخ شده سفارش میدن، ما هم واسه اینکه تنها نمانیم با اونا همراه میشیم.

در اینجور زمانی باید حواس تون رو جمع کنین و با بقیه همراه نشید، گرچه اصلا کار ساده و لذت بخشی نیس. مثلا فرض کنین در تولدی شرکت کردین و می خواید کیکی که به شما تعارف کردن رد کنین. شاید فکر می کنین آدمی عجیبی یا تافته ی جدابافته به نظر می رسین اما بعضی وقتا هیچ راه دیگری ندارین و مجبورید راه خودتون رو برید و نتایج اونو هم تحمل کنین. این رو هم بدونین هر قدر بیشتر این کار رو انجام بدین، انجام دادنش آسون تر می شه. کافیه چند بار کیک تولد رو رد کنین تا ببینین خیلی هم سخت نیس و واسه بقیه هم خیلی اهمیتی نداره.

«نه گفتن» رو واسه خودتون زیادی بزرگ نکنین و بابتش عصبانی یا ناراحت نشید.

هنوز از چربی می ترسین

روانشناسی لاغری؛ چه مشکلات ذهنی ای واسه کاهش وزن شما هست؟  آموزشی

حرفا و آموزشای همیشگی رسانه های جمعی، خونواده، کارشناسان و تقریبا همه آدما باعث شده عمیقا باور کنین چربی ماده ای خطرناک و ترسناکه (ولو اینکه عقل تون جایگاه این ماده رو در رژیم غذایی قبول کرده باشه). هر چقدر هم خونده باشین رژیم غذایی چرب دلیل مریضیای قلبی و چاقی و دیابت نیس یا از دور و بریا شنیده باشین چربی خورده ان ولی لاغر شدن، بازم همیشه صدایی در اعماق وجودتون می گه «این چربیا آخرش تو رو می کشه». حتی اگه بدونین اصلا جای نگرانی نیس و رژیم غذایی چرب می تونه خیلی هم سالم باشه، بازم این صدای داخلی دست بردار نیس. باید بدونین تا زمانی که ترس از چربی رو در خودتون از بین نبرین، به جایی نمی رسین و نمی تونین لاغر شید.

روانشناسی لاغری؛ چه مشکلات ذهنی ای واسه کاهش وزن شما هست؟  آموزشی

سخته که حرفا و آموزشایی که همیشه در فکرتون فرو کردن ندیده بگیرین، اما این کار شدنیه. مطالبی علمی درباره «کالریای خوب و کالریای بد» بخونین تا ترس تون کمی بریزه و هوس کنین «کره» بخورین. در سایت GCBC هم می تونین داستان آدمایی رو بخونین که چربی زیادی خورده ان ولی تونسته ان فشار خون شون رو بهتر کنن و خطر دچار شدن به مریضیای قلبی رو در خود کم کنن. پس واسه اینکه باور غلط «خطر چاق بودن» رو در خودتون از بین ببرین، می تونین از تحقیقات پزشکی و بالینی و مطالعه داستان آدمای موفق در این مورد کمک بگیرین.

واسه آزادی از استرس غذا می خورید

باید اعتراف کرد که غذا خوردن در آرامش آدم نقش اجرا می کنه. اگه تحت فشار باشین و نتونین شرایط رو کنترل کنین، خوردنِ چیزی که آروم تون کنه و استرس رو کاهش بده (صرف نظر از ترکیب غذایی چیزی که می خورید) می تونه مفید باشه. ولی اگه این نوع تغذیه تبدیل به عادت شه، و به خودتون بیایید و ببینین چار روز در هفته مرغ سرخ شده و شیرینی می خورید تا حال تون بهتر شه، مطمئنا وزن تون کم نمی شه. حتی به مرور این روند نتیجه عکس می ده و باعث می شه به جای «حس خوب»، «حس بد»ی نسبت به خودتون پیدا کنین.

روانشناسی لاغری؛ چه مشکلات ذهنی ای واسه کاهش وزن شما هست؟  آموزشی

آرامش

در این جا مشکل «استرس» است، نه «غذا». اگه به جای توجه به ریشه ی اصلی مشکل، فقط روی «غذا» تمرکز کنین، شاید هیچ وقت موفق نمی شین وزن کم کنین. پس لازمه بفهمین چی باعث ایجاد استرس در شما می شه، سعی کنین دلایل اصلی رو حذف کنین یا کم کنین. واسه این کار شاید لازم باشه کارای خاصی انجام بدین، مثلا از شخصیت خاصی دوری کنین یا در اولین فرصت شغل تون رو تغییر بدین. شاید هم نیاز باشه واسه کاهش استرس اقدامات دیگری انجام بدین، مثلا هر روز مدیتیشن یا مراقبه کنین، به پیاده روی برید یا ساعاتی رو در طبیعت بگذارنید. بهتره هر دو روش رو در کنار هم انجام بدین.

روانشناسی لاغری؛ چه مشکلات ذهنی ای واسه کاهش وزن شما هست؟  آموزشی

از راه کارایی استفاده می کنین که در اول براتون مؤثر بودن اما بعد از یه مدت دیگر جواب نمی دن

در اول کاهش وزن، سریع اتفاق میفته. اون قدر سریع و بدون زحمت (واسه خیلیا) که مردم فکر می کنن روشی که در اول پیش گرفتن و این قدر واسه اونا اثر داشته، تا ابد مؤثر هستش. حتی اگه این روش، پس از یه مدت دیگر جواب نده، بازم بهش وفادار می مونن. این رفتار، رفتار «طبیعی» انسانه ولی می تونه منفی و تخریب کننده باشه. پس یادتون باشه:

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   رژیم لاغری بدون گرسنگی و نکاتی واسه کاهش وزن پایدار 

شاید اول مجبور نباشید به محتوای کالری مصرفی توجه کنین، اما الان باید اونو هم در نظر بگیرین.

شاید اول تنها یک پیاده روی ساده کفایت کنه، اما الان باید بیشتر از این ، ورزش کنین.

شاید اول لازم نباشه به چیزی جز رژیم غذایی فکر کنین، اما حالا باید به چیزای مهم دیگر هم دقت کنین.

به این فکر می کنین که «به چه دلیل باید ادامه بدهم و خودم رو به زحمت بندازم؟»

روانشناسی لاغری؛ چه مشکلات ذهنی ای واسه کاهش وزن شما هست؟  آموزشی

در جا زدن سخته، به ویژه اگه ماه ها طول بکشه اما اتفاقی طبیعیه. وقتی قراره وزن زیادی کم کنین، اول کار ساده ایه. کم کردن ۴۰ کیلوگرم از وزن ۱۳۰ کیلوگرمی خیلی سخت نیس و همیشه می تونه اتفاق بیفته ولی وقتی به ۹۰ کیلوگرم می رسین، کم کردن ۱۰ کیلوی دیگر واقعا سخته و زمان زیادی می بره. این اتفاق می تونه خیلی دلسردکننده باشه، به ویژه اگه عادت کرده باشین سریع وزن کم کنین.

راه حل؟ نباید تسلیم شید. روی چیزی که در این مدت به دست آورده اید تمرکز کنین. حتما حالا نسبت به گذشته انرژی بیشتری دارین، پس از اون لذت ببرین. حالا می تونین بیشتر از گذشته فعالیت کنین و باید قدردان این موضوع باشین. خلاصه به هرآنچه به دست آورده اید فکر کنین و تسلیم نشید، در این صورت بازم می تونین وزن کم کنین تا به وزن دلخواه خود برسین اما اگه تسلیم شید این اتفاق هیچوقت نمی افته.

خجالت می کشین به باشگاه برید

پیش خود فکر می کنین که وای، باشگاه! جایی پر از آیینه و پر از آدمای خوش هیکل که با دیده تحقیر به شما نگاه کنن. اما در واقعیت باشگاه پر از مردمیه که می کوشند کمی وزن کم کنن، عضله بسازند و همین طور که روی تردمیل قدم میزنن آخرین قسمت سریالی که دیشب دیده ان تو ذهن مرور می کنن. خیلی از اونا اصلا حواس شون به شما نیس.

«خجالت کشیدن» مانع دیگریه که نمی تونین اونو دور بزنین، فقط باید به سراغش برید. بعد از یه مدت یا اونقدر متناسب و قوی شدین که دیگر جای نگرانی نیس، یا چیزی که قبلا مایه خجالت تون بود دیگر براتون اهمیتی نداره. واسه اینکه کمتر خجالت بکشین می تونین از این موارد هم کمک بگیرین:

  • مربی پیدا کنین. مربی کمک می کنه حرکتا رو به درستی انجام بدین و دیگر نگران این نباشید که شاید خنده دار به نظر برسین (گرچه از اول هم خنده دار نبودین و حتی اگه هم باشین واسه کسی مهم نیس).
  • برنامه داشته باشین. نباید یهو بدون برنامه برید و شروع به انجام کارای عجیب و غریب با دمبل کنین. می تونین از برنامه های اصولی کتابای علمی و معتبر که در مورد کار با وزنه، تمرینات ورزشی مناسب، ژیمناستیک، یا ورزشای سبک نوشته شدن، پیروی کنین.
  • در ساعات خلوت به باشگاه برید.
  • جای دیگری ورزش کنین. همه نیاز به باشگاه ندارن. به پیاده روی برید، تمرینات وزن بدن انجام بدین، باشگاهی خونگی بسازین، چند کتل بل (وزنه ی روسی) و یک کیسه شن ورزشی بگیرین یا با کمک دیگر لوازم ورزش کنین. واسه تمرین و کاهش وزن احتیاجی به باشگاه ندارین.

جدا از اینکه این ، بهتره بدونین اون آدمای خوش هیکلی که در باشگاها می ببینن بیشتر از اینکه به بقیه توجه کنن، به خودشون توجه دارن.

افسرده اید

افسردگی بیشتر با افزایش وزن در ارتباطه. از طرفی به نظر می رسه این دو (یعنی چاقی و افسردگی) همدیگه رو تقویت می کنن. فرقی نمی کنه که شما افسرده اید چون زیاد می خورید، یا زیاد می خورید چون افسرده اید، درهرصورت رابطه بین این دو، انکارنشدنیه.

با اینکه معمولا افسردگی رو مسئله ای روان شناختی («وابسته به ذهن») میدونن، ولی واقعا به بدن هم وابسته. طبق گفته دکتر امیلی دینز (Emily Deans)، افسردگی می تونه باعث افزایش کورتیزول، افزایش سطح سیتوکینای التهابی (در کل بدن و مغز)، نبود تحمل گلوکز و جمع شدن چربی احشائی (شکمی) شه. افسردگی هورمون رزیستین رو هم افزایش می ده، این هورمون هم باعث افزایش مقاومت به انسولین و دیابت می شه. افسردگی با دیابت نوع ۲ رابطه نزدیکی داره.

متأسفانه راه ساده ای واسه درمون افسردگی وجود نداره. داروهای ضد افسردگی ممکنه بعضی وقتا کارساز واقع شن، ولی حتی رابطه بین این داروها و افزایش یا کاهش وزن هم نامشخصه (و به این بستگی داره که چه دارویی رو به چه میزانی مصرف می کنین). با این حال روشنه پیروی از سبک زندگی سالم شامل مصرف غذاهای خوب، فعالیتای هوشمندانه و مناسب، روابط اجتماعی، گردش در طبیعت و مواردی مثل این ضرری نداره. هر کاری می کنین، فقط حواس تون باشه باعث بدتر شدن افسردگی نشه. می تونین در این مورد از افراد کاربلد کمک بگیرین، فرقی نمی کنه دکتر باشن یا نه. شاید دقیقا ندانید چه جوری بر این مشکل پیروز شدین، ولی کمه کم می تونین اونو بشناسین و به بررسی اون بدین.

منظم خودتون رو با بقیه مقایسه می کنین

روانشناسی لاغری؛ چه مشکلات ذهنی ای واسه کاهش وزن شما هست؟  آموزشی

همونجوریکه حیوانات دوست دارن منظم با هم رقابت کنن و تحت فشار رقابت هستن، ما هم همیشه تمایل داریم خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم. همیشه در حال برانداز کردن همدیگریم و سعی می کنیم نقاط قوت و ضعف هم رو بفهمیم، همیشه توانایی مون رو واسه پیشی گرفتن از بقیه سبک و سنگین میکنیم و می خواهیم از موفقیتا و شکست هاشون درس بگیریم. موجودی که می تونه درباره هستی خود به پرسشگری بده، از توانایی مقایسه خود با بقیه هم برخورداره. و این ویژگی می تونه نقطه ضعف هم باشه.

چه جوری این موضوع می تونه مانعی روان شناختی واسه کاهش وزن باشه؟ توجیه های زیادی در این مورد هست. افراد زیادی با مشاهده ی تجربه بقیه، منظم از یک رژیم غذایی به رژیم غذایی دیگری می پرند، بدون اینکه توجه کنن این رژیم واسه وضعیت اونا مناسبه یا نه. هیچ اشکالی نداره که از تجربیات و نصیحتای بقیه استفاده کنین اما باید بدونین روشی که واسه دیگری نتیجه داده، شاید واسه شما مؤثر نباشه. درحقیقت همه فقط ظاهر قضیه رو می بینن و نمی تونن باطن قضیه رو بفهمن که چه مشکلاتی وجود داشته و در چه شرایطی نتیجه پایانی حاصل شده.

 


دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید