ویژگی‌های شخصیتی ِ موثر بر پذیرش فناوری

ویژگی‌های شخصیتی ِ موثر بر پذیرش فناوری

علاوه بر به دست آوردن درک بهتری از چگونگی پذیرش فناوری RFID‌ توسط کارمندان، بررسی ویژگی‌های شخصیتی افراد و مشاغل که بر سهولت استفاده و درک بهتر از فناوری موثرند نیز اهمیت پیدا می‌کند. از آنجا که جنبه‌های متفاوتی افراد را از هم متمایز می‌کند، تمرکز بر آن دسته از ویژگی‌های شخصیتی که در افراد برای پذیرش فناوری بیشترین تاثیر را می‌گذارند بسیار مهم است. برای نیل به این هدف، نقش ارتباط شغلی، اثبات نتایج، جنسیت، تجربه، سازگاری با فناوری و فرهنگ بر درک سهولت و سودمندی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

 

-ارتباط شغلی

        فناوری جدید تاثیرات متفاوتی بر کارمندان می‌گذارد. شغل و نقش بعضی از کارمندان ممکن است گسترده‌تر شود، این در حالی است که بعضی دیگر به ندرت متوجه سیستم جدید خواهند شد. مفهوم ارتباط شغلی به میزان درک یک کارمند از فناوری جدید و تاثیر آن بر شغل وی می‌پردازد. این تاثیر می‌تواند بر روی بازده‌ی کاری کارمند، ترتیب وظایفی که بر عهده دارد و محتوای شغل وی اثرگذار باشد. با توجه به تعریف درک سودمندی، ارتباط شغلی نه تنها به عنوان معیاری برای بهبود بازده‌ی کاری در به‌کارگیری RFID دارد، بلکه خصیصه‌های دیگر شغل را که تغییر می‌کنند را نیز در بر‌می‌گیرد. به عنوان مثال، تغییراتی که در مسئولیت‌های شغلی و ارتباط با همکاران به‌وجود می‌آید. در مجموع هر کارمندی از شغل و وظایفی که بر عهده دارد آگاه است. این وظایف تعیین شده برای هر کارمند است که میزان سودمندی ِ استفاده از فناوری را برای وی تعیین می‌کند[41]. در جایی که فناوری جدید تاثیر کمی بر روی شغل فرد بگذارد، احتمال درک وی از حضور سیستم جدید را به حداقل می‌رساند بنابراین استفاده از فناوری برای فرد موردنظر سودمند نخواهد بود. لذا شاخص درک سودمندی در کارمندانی که حضور فناوری را موثر در روند فرایند شغلی می‌بینند به مراتب بیشتر از افرادی است که حضور سیستم جدید را در وظایف خود کمرنگ می‌دانند.

اگرچه RFID تقریبا فناوری جدیدی (به ویژه در ایران) به شمار می‌آید و به نسبت در فروشگاه‌های کمی چه به صورت عملی و چه آزمایشی در حال اجرا است، این انتظار از مدیران فروشگاه و سازمان‌ها می‌رود که مزایای استفاده از RFID را به کارمندان توضیح دهند. کارمندانی که اجرای RFID تاثیر بیشتری بر روند کار ایشان می‌گذارد نگرش مثبتی بر اجرای فناوری و بهبود روندکارها دارند. بنابراین فرض می‌کنیم که:

 

فرض ۱: ارتباط شغلی تاثیر مثبتی بر درک سودمندی دارد.

 

هر چقدر کارمند وابستگی ِ بیشتری به فناوری جدید داشته باشد، چگونگی ِ استفاده از سیستم اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. در جایی که سهولت استفاده از فناوری برای کارمندان اهمیت خواهد داشت، ارتباط شغلی به تنهایی قادر به تغییر درک سهولت استفاده از فناوری نمی‌باشد. با توجه به مطلب گفته شده ارتباط بین ارتباط شغلی و سهولت استفاده از فناوری فرض نشده است.

 

 اثبات نتایج

کارمندان بیشترین تلاش و انرژی خود برای به دست آوردن نتایج مناسب از انجام کار یا وظایف خود صرف می‌کنند. نتایج به دست آمده از انجام کار قابل مشاهده است و گاهی در صورت موفقیت آمیز بودن وظیفه‌ی مورد نظر منجر به گرفتن پاداش از مقام بالاتر خواهد شد. فناوری جدید کمک مهمی به کارمند برای رسیدن به بازده‌ی کاری مناسب بر روی خصیصه‌های کلیدی شغل وی خواهد کرد. با اینکه بعضی فناوری‌ها باعث بهبود بازده‌ی کاری برای کارمند می‌شود ولی مشکل آنجا بوجود می‌آید که کارمند نمی‌تواند بهبود کار خود را از زمانی که فناوری در فروشگاه یا سازمان مذکور اجرا شده است تخمین بزنند. به بیانی دیگر کارمند قادر نخواهد بود روند بهبود فعالیت‌های کاری خود را از زمان پیاده‌سازی فناوری به بعد تخمین خوبی بزند. ونکاتش و دیویس[1] (در سال ۲۰۰۰) مطلب فوق را قابلیت اثبات نتایج (نتایج قابل مشاهده) از استفاده‌ی فناوری معرفی کردند. بنابراین مفهوم قابلیت اثبات نتایج در جایی که نتایج استفاده از فناوری قابل رویت و مشاهده تعریف می‌گردد. تفاوت آن با متغیر ارتباط شغلی در این است که در ارتباظ شغلی تاثیر فناوری بر شغل کارمند مورد بررسی قرار می‌گیرد، در جایی که متغیر اثبات نتایج به قابل مشاهده بودن تاثیرات فناوری بر شغل وی می‌پردازد. این مفهوم به خصوص زمانی اهمیت پیدا خواهد کرد که بازده‌ی خروجی کار کارمند مورد ارزیابی قرار بگیرد. بنابراین از کارمندان انتظار می‌رود فناوری را مورد استفاده قرار دهند که سودمندی شغل ایشان را بیشتر نمایان سازد. در نتیجه کارمندان با نگرشی مثبت تمایل به استفاده از فناوری را خواهند داشت تا فناوری‌ای که روند فعالیت ایشان را کمرنگ نشان خواهد داد. از این گذشته، کارمندان بعضی اوقات بهبود بازده‌ی کاری خود را تنها به میزان تلاشی که می‌کنند نسبت می دهند. آن‌ها باور دارند که بازده‌ی بهتر در کار، از طریق یک ابزار خارجی امکان‌پذیر نیست بلکه صرفا مرتبط با میزان انرژی و تلاشی است که برای شغل انجام می‌دهند. این مورد زمانی مهم خواهد شد که کارمندان استفاده از RFID را سیستمی با ارزش افزوده و کاربردی نبینند بلکه سیستمی برای تغییر روندها و شغل خود بدانند. بنابراین انتظار می‌رود که قابلیت اثبات نتایج تاثیر مثبتی بر درک سودمندی داشته باشد[41].

از آنجا که فناوری RFID به نسبت جدید است و جنبه‌های استفاده از آن را به راحتی نمی‌توان مشاهده کرد، تاثیرات بکارگیری آن توسط کارمندان به سختی قابل بررسی است. درک قابلیت اثبات نتایج بین کارمندان مختلف متفاوت خواهد بود زیرا بعضی مزایا مانند دقت بیشتر و صرفه‌جویی در زمان در بعضی اصناف بیشتر از مزایایی مانند خطای کمتر در نقل و انتقال با پیاده‌سازی سیستم جدید قابل رویت است. بنابراین کارمندان بازخوردهای متفاوتی از چگونگی ِ فعالیت‌شان را توسط اطرافیان دریافت خواهند کرد.

در این پژوهش، درک کارمندان از مفهوم قابلیت اثبات نتایج در استفاده از RFID مورد بررسی قرار گرفته است. کارمندانی که قادر به توضیح نتایج استفاده از RFID باشند به طور طبیعی قادر خواهند بود مزایا و معایب استفاده از آن را درک کنند. کارمندانی که به طور کلی این فناوری را متوجه نشده‌اند، مزیتی در استفاده از آن نخواهند دید. بنابراین انتظار می‌رود کارمندانی که RFID را در در قابلیت اثبات نتایج مهم می‌دانند، نگرش مثبتی به درک سودمندی در استفاده از آن خواهند داشت.

 

فرض ۲: قابلیت اثبات نتایج تاثیر مثبتی بر درک سودمندی خواهد داشت.

 

 سازگاری با فناوری

         با توجه به افزایش و استفاده‌ی کامپیوترها و دیگر فناوری‌ها در دهه‌های گذشته باعث توجه‌های بیشتری به واکنش افراد در مقابل استفاده از فناوری جدید شده است. یکی از جنبه‌های حضور کامپیوتر در صنعت مسئله‌ی نگرانی استفاده از آن است. زیرا اکثر افراد در برابر تغییر مقاومت می‌کنند. اضطراب استفاده از کامپیوتر را می‌توان حس ترس و سختی استفاده از آن نزد کاربر تعریف کرد. مفهوم نگرانی ِ استفاده از کامپیوتر را می‌توان به دیگر فناوری‌ها نیز نسبت داد. تاثیر نگرانی در استفاده از فناوری به عنوان عامل بسیار مهمی در صنعت برای استفاده‌ی بهینه از فناوری است حتی اگر کارمند تجربه‌ای نیز در استفاده از فناوری جدید داشته باشد. هنوز هم نگرانی استفاده از کامپیوتر به عنوان عاملی برای درک سهولت استفاده می‌شود[41]. بنابراین انتظار می‌رود تلاش برای سازگاری با فناوری قادر به توضیح معانی متفاوتی از درک سهولت خواهد بود.

حس ناخوشایند از استفاده از فناوری منجر به تلاش بیشتر توسط افراد در یادگیری و استفاده از فناوری خواهد شد. در کنار یادگیری ِ استفاده از RFID افراد باید بر حس نگرانی و ناراحتی خود نیز غلبه کنند. از آنجا که استرس در افراد می‌تواند بسیار قوی باشد، افرادی که نگرانی استفاده از فناوری را دارند باید انرژی بیشتری برای استفاده از سیستم جدید صرف کنند. همین مسئله منجر به درک کمتر از سهولت استفاده از فناوری خواهد شد[41]. در مقاله‌ای نیز نویسندگان رابطه‌ی بین ویژگی‌های شخصیتی و درک استفاده از فناوری مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند کسانی که رتبه‌ی بالایی در ناخوشایندی استفاده از فناوری دارند، با مفهومی مشابه به نگرانی در استفاده از فناوری، استفاده از فناوری به مراتب دشوارتر از کسانی می‌دانند که با ترس کمتر و خوشایندی بیشتر از آن استفاده می‌کنند.[43]

 

فرض ۳-۱: سازگاری با فناوری تاثیر منفی بر درک سهولت در استفاده از RFID خواهد داشت.

       از افرادی که نگرانی استفاده از فناوری را دارند انتظار می‌رود که به سختی با RFID ارتباط برقرار کنند و به سختی قادر به سازگاری با این فناوری خواهند بود. لذا محتمل است این افراد وظایف محوله بر ایشان که از طریق RFID قابل انجام است را به درستی انجام ندهند و در نتیجه درک ازسودمند بودن این فناوری برای افراد کاهش پیدا خواهد کرد. میتر[2] و همکاران در مقاله‌ای (۲۰۰۵) نشان می‌دهند افرادی که نگرانی استفاده از فناوری دارند بیشتر در انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌شان است دچار ابهام خواهند شد و این مسئله باعث بروز اختلال در انجام فعالیت‌های جاری می‌شود. بنابراین قضاوت صحیح درباره‌ی کار با RFID از جانب آن‌ها سخت خواهد بود[44].

یکی از مزایای استفاده از RFID برای سازمان، ردیابی محصول و استفاده‌ی آن است که منجر به کاهش زمان و اطلاعات دقیق و جامعی می‌شود. کارمندی که قادر به استفاده‌ی راحت از RFID نیست زمان بیشتری را به نسبت قبل از ورود فناوری صرف می‌کند تا وظیفه‌ی خود را انجام دهد. زیرا علاوه بر زمان صرف شده برای کار وی انرژی و زمان بیشتری نیز نیاز دارد تا بر ترس خود چیره شود و بتواند با راحتی به فعالیت خود ادامه دهد. اگر افرادی که نگرانی در استفاده از فناوری را دارند متوجه بهبود کار خود در استفاده از RFID نشوند، درک سودمندی از استفاده فناوری کاهش خواهد یافت[42]. افرادی که به تقریب زیادی قادر به سازگاری با فناوری نیستند به سختی می‌توانند پیچیدگی‌های آن را درک کنند، در نتیجه درجه‌ی استرس در این افراد بالا می‌رود و ادامه‌ی کار را برای ایشان سخت می‌کند. استرس منجر به نداشتن تمایل افراد در استفاده از فناوری می‌شود و ترس منجر به نگرانی استفاده از آن خواهد شد[44]. از آنجایی که این دو عامل در عمل متفاوت هستند انتظار می‌رود نتایج متفاوتی در تحقیق نیز به دست آید. بنابراین فرض می‌کنیم که:

 

فرض ۳-۲: سازگاری با فناوری تاثیر منفی بر درک سودمندی از RFID خواهد گذاشت.

 

جنسیت

       در بسیاری تحقیقات جنسیت به عنوان متغیر مستقل تعریف شده است. به طور مثال تحقیقاتی که بر روی افراد در سازمان‌هاکه چه انتظاری از شغل خود دارند، انجام شده است که نتایج متفاوتی در مردها و زن‌ها مشاهده شده است. ونکانتش و همکاران در سال ۲۰۰۰ تحقیقی تفاوت تصمیم پذیرش فناوری در زن‌ها و مردها انجام دادند. در آن بررسی به مفهوم کنترل رفتاری و تاثیر آن بر خصیصه‌های پذیرش تمرکز داشته‌اند. کنترل رفتاری درجه‌ای است که مرد یا زن معتقد است کنترل عامل‌های رفتاری می‌تواند هم شخصی و هم از عوامل خارجی باشد. آن‌ها مشاهده کردند، به این دلیل که مردان به نسبت زنان بیشتر نتیجه‌گرا هستند لذا بیشتر توجه خود را به نتیجه‌ی پایانی ِ کار معطوف می‌کنند و فرآیند رسیدن به هدف موردنظر برایشان خیلی مهم نیست. چون مردان بیشتر به نتیجه‌ی نهایی نگاه می‌کنند، آن‌ها تمایل دارند میزان انرژی که برای رسیدن به نتیجه‌‌ی مورد نظر مصرف کردند را متوجه شوند. به علاوه، مردان انرژی بیشتری را صرف غلبه بر مشکلات موجود برای رسیدن به هدف صرف می‌کنند. در سوی دیگر، زنان بیشتر تمرکز خود را در فرآیند رسیدن به هدف می‌گذارند. از آنجا که روند رسیدن به نتیجه برای زنان مهم است پس سهولت استفاده از سیستم در روند کارها برایشان اهمیت خاصی پیدا می‌کند. بنابراین درک سودمندی در استفاده از سیستم برای زنان به نسبت مردان مهم‌تر خواهد بود. همچنین ونکاتش و همکاران در همان مقاله بیان می‌کنند که درک سودمندی در استفاده از سیستم برای مردان چشمگیرتر است. با بسط موضوع فوق می‌توان گفت که مردان سودمند بودن استفاده از RFID را بهتر درک می‌کنند و زنان درک سهولت در استفاده از آن را بهتر درک خواهند کرد[41].

[1] Venkatesh and Davis

[2] Meuter