نحوه تغییر سازمان ها بر اساس:

در بررسي روند تاريخي حركت سازمانها به سوي سازمان هاي دانش مدار، پيتر دراكر نحوه تغيير سازمان ها را به شرح زير مطرح مي كند :

اقتصاد كشاورزي : بشر اوليه كه در ابتدا با شكار ارتزاق مي كرد، كشاورزي را كشف كرد و به اين ترتيب، نخستين مرحله اقتصادي جوامع آن زمان شكل گرفت و پس از آن بود كه توليد منابع با كاشت و برداشت دانه ها و نيز پرورش دام و طيور آغاز شد. در اين مرحله، هنوز بشر به دانش چنداني دست نيافته و مزيت رقابتي در آن، گسترش مزرعه ها و تعداد بيشتر دام و طيور و نيز مهارت هايي در كاشت و برداشت محصولات بود .

اقتصاد منابع طبيعي: در اين دوره بشر منابع طبيعي را كشف و استخراج كرد. در اين ميان، نقش مردم تلاش براي تسهيل تبديل منابع به كالاهاي قابل فروش و آوردن آنها به بازار بود. علاوه بر آن، گروههاي كوچكي از صنعتگران همچون بناها، آهنگران، خياطان و نظاير آن ارايه خدمات به مشتريان را آعاز كردند، بنابراين، كم كم بشر نياز به دانش را تشخيص داد و اتحاديه ها و تجمعات كوچكي از متخصصان شكل گرفت .

 

انقلاب صنعتي : در خلال قرن 18 و 19 ، تبديل منابع طبيعي به محصولات قابل فروش و توليد محصولات در حجم زياد به شكل فزاينده اي، سازماندهي و مكانيزه و مزيت بازار سرمايه گذاري و بكارگيري افراد بيشتر شد. بنابراين، براي ارايه محصولات با كيفيت و قيمت مناسب، تكنولوژي بالاتري لازم بود. در اين دوره، دانش قابل دسترسي و اهميت آن روشن شده بود، و ليكن اين امر تنها در ميان برخي از صاحب نظران مطرح بود .

انقلاب محصول : در نيمه اول قرن 20، توجه توليد كنندگان به موضوع ديگري جلب شد. پس از توليد محصولات با تنوع بيشتر و قيمت كمتر، ضرورت ارايه خدمات بهتر براي توليدكنندگان به شكل فزاينده اي مطرح شد . در اين زمان ، مزيت رقابتي ، ارايه محصولاتي بود كه به لحاظ كاربرد و قيمت با بازارتطابق بيشتر ي داشته باشد، بنابراين نسبت به عصر صنعت، دانش فردي گسترش يافت و توجه به محصولات در سازمان ها، بيشتر مطرح شد .

انقلاب اطلاعات : در نيمه دوم قرن 20 ، موضوعاتي چون بهينه سازي، توجه به محصول به همراه مزيت بازار و ارايه محصولات كاربردي تر با خدمات بهتر مطرح بود با پديد آمدن فناوري اطلاعات ، جمع آوري گسترده تر اطلاعات و تبادل آن بين شركت ها و تامين كنندگان و مشتريان، بيش از پيش امكان پذير شد، به گونه اي كه نظام هاي مديريت جامع و توليد بهنگام، كنترل هاي خودكار و غيره ، عملاً مشاهده مي شد. به اين ترتيب ، با پديد آمدن كارت هاي اعتباري، شكل معاملات تجاري و تبادلات مالي و نقش مردم از كارهاي يدي به كارهاي پشت ميزي تغيير يافت، اما با وجود اين، هنوز كارهاي كاملاً فكري و دانشي، جايگاه خود را نيافته بودند .

 

انقلاب دانش : در يكي از دو دهه اخير دانشمندان اذعان داشتند كه اساس رقابت در حال تغيير بوده و موفقيت سازمانها به سمت ميزان تاكيد و توجه آنان بر دانش مرتبط است. اين مساله بسياري از سازمان هاي پيشرفته را برآن داشت تا دانش را در سازمان خود مديريت كرده آن را به بهترين شكل ممكن، مورد استفاده قرار دهند. همچنين تاكيد و توجه بيشتر بر منابع انساني، كه توليدكنندگان و حاملان اصلي دانش در سازمان هستند ، به ويژه در زمينه تسهيم دانش و فرهنگ سازماني، كه جريان دانش در داخل سازمان را شكل مي داد مورد توجه ويژه اي قرار گرفت .