شاخص های مدیریت زنجیره

مدیریت زنجیره تامین و تعاریف

يك زنجيره تامين شامل همه تسهيلات (امكانات)، وظايف، كارها و فعاليتهايي مي شود كه در توليد و تحويل يك كالا يا خدمت، از تامين كنندگان (تامين كنندگان و تامين كنندگان آنها) تا مشتريان (و مشتريان آنها) درگير هستند و شامل برنامه ريزي و مديريت عرضه و تقاضا، تهيه مواد، توليد و برنامه زمانبندي محصول يا خدمت، انباركردن، كنترل موجودي، توزيع، تحويل و خدمت به مشتري مي­شود. مديريت زنجيره تامين همه اين فعاليتها را طوري هماهنگ مي كند كه مشتريان بتوانند محصولاتي با كيفيت بالا و خدمات قابل اطمينان درحداقل هزينه به دست آورند. مديريت زنجيره تامين مي تواند به نوبه­ی خود براي شركت مزيت رقابتي فراهم كند  تسهيلات در زنجيره تاميــن شامل كارخانه­ها، انبارها، مراكز توزيع، مراكز خدمت و عمليات خرده فروشي مي شود. كالاها و خدمات مي توانند به وسيله راه آهن، كاميون، از طريق آب، هوا، خط لوله، كامپيوتر، پست، تلفن و يا به وسيله فرد توزيع شوند. كارها و وظايف در داخل زنجيره تامين شامل پيش­بيني تقاضاي كالا يا خدمـت، انتخاب تامين كنندگان (تامين منبع)، سفارش مواد و ملزومات، كنترل موجودي،برنامه ريزي توليد، ارسال و تحويل، مديريت اطلاعات، مديريت كيفيت و خدمت به مشتري مي شود. مديريت زنجيره تامين معادل است با هماهنگ كردن همه عمليات يك شركت، با عمليات تامين كنندگان و مشتريان آن شركت.

مک کلان[1](2003) اعتقاد دارد مدیریت زنجیره تامین شامل یکپارچه سازی فرآیندهای  کسب و کار از استفاده کننده ی نهایی تا تامین کننده اولیه می باشد که محصول، خدمات و اطلاعاتی را مهیا می کنند که برای مشتری ایجاد ارزش می کند. [17]

گاتورنا [2] مدیریت زنجیره تامین  این چنین تعریف می کند :یک فلسفه یکپارچه کننده برای مدیریت جریان کل مواد در یک کانال توزیع از تامین کننده اولیه تا مشتری نهایی. [11]

هر سازمان تجاري حداقل بخشي از يك زنجيره تامين است و خيلي از سازمان­ها بخشي از چندين زنجيره تامين هستند. تعداد و نوع سازمانها در يك زنجيره تامين از اين طريق كه آيا زنجيره تامين توليدگرا يا خدمت گرا است تعيين مي شود.اكثر موسسه هاي توليدي به صورت شبكه­هايي از مكانهاي توليد و توزيع طرح­ريزي شده اند، يكي از وظايف آنها تهيه مواد خام و تبديل آنها به محصولات نهايي و واسطه­اي و سپس تحويل آنها به مشتريان است، مديريت زنجيره تامين اين شبكه ها را اداره مي كند. هدف كوتاه­مدت مديريت زنجيره تامين مقدمتا افزايش بهره وري، كاهش موجودي و زمان سيكل كل است، در حالي كه هدف بلندمدت آن افزايش رضايت مشتري، سهم بازار و سود براي همه سازمانهاي درگير در زنجيره تامين است، يعني تامين كنندگان، توليدكنندگان مراكز توزيع و مشتريان . براي رسيدن به اين اهداف، هماهنگي سخت و دقيقي در بين سازمانهاي درگير در زنجيره تامين مورد نياز است .

2-2. زنجیره­ی ارزش، عرضه و تقاضا

به زنجيره­هاي تامين گاهي اوقات به عنوان زنجيره هاي ارزش اشاره مي شود، واژه­اي كه چنين مفهومي را منعكس مي كند: همان طور كه كالاها و خدمات به وسيله زنجيره پيشرفت كرده و به جلو مي روند ارزش آنها بيشتر مي شود. زنجيره هاي عرضه يا ارزش معمولاً سازمانهاي تجاري جداگانه­اي را دربر گرفته به جاي اينكه تنها يك سازمان را شامل شوند. به علاوه زنجيره عرضه با ارزش براي هر سازماني داراي دو بخش است: يك بخش عرضه و يك بخش تقاضا. بخش عرضه با شروع از زنجيره (ابتداي زنجيره) آغاز شده و با عمليات داخلي سازمان خاتمه مي يابد. بخش تقاضا در زنجيره از نقطه­اي كه ستاده سازمان به مشتري بلافصل آن تحويل داده مي شود شروع شده و به مشتري نهايي در زنجيره پايان مي يابد. زنجيره تقاضا عبارتست از بخش فروش و توزيع در زنجيره ارزش. طول و اندازه هر بخش وابسته به مكاني است كه يك سازمان خاص در زنجيره قرار دارد، سازماني كه به مشتري نهايي نزديكتر است، بخش تقاضاي آن كوتاهتر، و بخش عرضه آن طولاني تر است.

همه سازمانها، بدون توجه به مكاني كه در زنجيره قرار دارند، بايد با مباحث و موضوعهاي عرضه و تقاضا سروكار داشته باشند. هدف مديريت زنجيره تامين عبارتست از مرتبط كردن همه بخشهاي زنجيره تامين (عرضه) به طوري كه­تقاضاي بازار تا اندازه ممكن به طور كارا و موثري در سرتاسر كل زنجيره برآورده شود. اين مستلزم تطابق عرضه و تقاضا درهر مرحله از زنجيره است.

2-3.  نياز به مديريت زنجيره تامين

درگذشته، اكثر سازمانها كمتر زنجيره هاي تامين خود را مديريت مي كردند، در عوض تمايل داشتند كه برروي عمليات خودشان و برروي تامين كنندگان بلافصل خودشان تمركز كنند. هرچند كه چند عامل مديريت زنجيره تامين را براي سازمانهاي تجاري­اي كه زنجيره تامين خود را به طور فعال اداره مي­كنند مطلوب مي ­سازد. عوامل­ عمده عبارتند از:

1- نياز به بهبود عمليات

2- افزايش سطح منبع يابي از خارج[3](خريد كالا و خدمات به جاي توليد يا فراهم كردن آنها توســط خود سازمانها)

3- افزايش تولید به توليد ناب و نيازمنديهايJIT[4] كه به معني اندازه دسته كوچكتر، نياز براي زمانبندي دقيق تحويلها، كيفيت بالاتر و مقدارهاي دقيق و كامل است .

4- افزايش جهاني شدن.

  1. McClellan
  2. Gattorna
  3. 1. Increase Outsourcing Level
  4. 2. Just In Time