ازیا و پیوندهای موجود با «جذاب»، «باشکوه» یا «منحصر به فرد» رو ایجاد کرده یا تقویت می کنه. هر چه این وابسته سازیا از راه یا بقیه محرکای محیطی، بیشتر از حافظه ی بلندمدت به کوتاه مدت فراخوانده شن، بیشتر تقویت می شن.

شرطی شدن و رفتار مصرف کننده

مشاهده ی آخرین معنی، یعنی شرطی شدن در عمل هم راه بسیار خوبیه. شاید وقتی واژه شرطی شدن رو می شنوین، بی معطلی تصویر سگایی با آب دهن آویزون به ذهن تون بیاد که نمونه بسیار خوبیه که نشون می ده شرطی کردن چیه.

به زبون ساده، شرطی کردن کاریه که بازاریابان انجام میدن تا وابسته سازیای بین ۲ محرک تو ذهن مشتریان رو تقویت کنن. در مثال شرکت تارگت، این شرکت با ایجاد تبلیغاتی که شامل خطوط منحصر به فرد طراحان آنهاست، وابسته سازیایی رو که مصرف کنندگان، بین اون طراحان و مغازه های اونا و هر معنی در رابطه دیگری ایجاد می کنن، تقویت می کنه. هر چه مصرف کننده بیشتر این رو ببینه، این رابطه هم قوی تر می شه.

در مورد فضای مغازه هم همین امر صادقه. هر چه مصرف کننده بیشتر به مغازه تارگت وارد شه و راهروهای وسیع تر و پاکیزه تر و ترتیب و ظاهر منظم تر اونو ببینه، رابطه قوی تری بین این ویژگیای باشکوه با برند تارگت ایجاد می شه.

جمع بندی پایانی

روانشناسی رفتار مصرف کننده به این مسئله می پردازه که به چه دلیل افراد، بعضی جنسا رو می خرن و واسه خرید بعضی جنسا تمایلی ندارن. صاحبان کسب و کارا واسه درک رفتار مصرف کننده از اصول روانشناسی استفاده می کنن چون میدونن که این اصول می تونه به اونا کمک کنه تا اجناس بیشتری رو به فروش برسانند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   روشن شدن پوست صورت با ۱۵ روش خونگی - قسمت 2

علم رفتار مصرف کننده، به شرکتا کمک می کنه تا محرکای ناخودآگاهی رو بشناسن که منتهی به تصمیم گیری در مورد خرید می شن. در این بخش، از تحقیقای انجام شده به وسیله روانشناسان، واسه درک اینکه چیجوری محرکای داخلی (راه و روش شناختی که طبق اون، رفتارهای ما بیشتر از پردازشای ذهنی خود ما ناشی می شه) و بیرونی (رفتارگرایی که طبق اون، اعمال مردم به وسیله محرکای بیرونی هدایت می شه) واسه تصمیم گیری در مورد خرید انگیزه ایجاد می کنن و اینکه چیجوری مسائلی مثل فرهنگ بر تصمیمای خرید تأثیر می ذارن، استفاده می شه.

مشخص شده که عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بر تصمیم گیری افراد تأثیر می ذارن. شرکتا تحقیقای خود رو با استفاده از روشایی مثل نظرسنجی و گروه کانونی انجام میدن. در روش گروه کانونی، گروهی از افراد جمع شده و از اونا در مورد افکار و عقایدشان در مورد اجناس یا خدمات، پرسیده می شه.

به طور خلاصه، یادگیری، حافظه و شرطی شدن، همه در جهت وابسته سازیایی بین برندها و ویژگیای اونا عمل میکنن. در حافظه، حافظه ی بلندمدت و حافظه ی کوتاه مدت، واسه تفسیر، سازماندهی و ذخیره این وابسته سازیا با همدیگه کار می کنن. نظر مصرف کننده در مورد هر برند، به این وابسته سازیای ذهنی بستگی داره. این وابسته سازیا می تونن به بهتر شدن تصویر برند کمک کنن و موجب شن که اون برند در رقابت با برندهای دیگر دووم بیاره یا حتی مفاهیم جدیدی رو به بازار معرفی کنه.

منبع : study