ديدگاه های موافقان و مخالفان

1 ديدگاه های موافقان و مخالفان

کلاسيک‌ها معتقدند نبايد هيچ محدوديتی برای بنگاه ايجاد شود. بنا به اعتقاد آن‌ها «دست نامريی» بازار، بنگاه را وادار می‌کند کالا يا خدمتی را عرضه کند که جامعه نيازمند آن است. از طرفی کسانی هستند که به طور خلاصه معتقدند حيات بنگاه بستگی مستقيمی به حيات جامعه دارد و بنگاه، درون‌ دادهای خود را از جامعه می‌گيرد و برون دادهای خود را به درون جامعه می‌ريزد. بنابراين، مسئوليت‌های اجتماعی بنگاه‌ها، همه‌جانبه و فراگير است و آن‌ها بايد در حل معضلات اجتماعی، با جامعه مشارکت ورزند.

در ميانه اين طيف، ميانه‌روها قرار دارند که فرد شاخص آن‌ها، پيتر دراکر است.‌ دراکر نخستين و مهم‌ترين مسئوليت اجتماعی هر موسسه را عملکرد وظيفه و کار آن می‌داند و می‌گويد اگر بنگاهی نتواند کار اصلی خود را به‌خوبی انجام دهد، توان هيچ کار ديگری را ندارد.از نظر دراکر، نخستين قيد مسئوليت اجتماعی بنگاه، بالا بودن حجم و ميزان مسئوليت آن در انجام موفقيت ‌آميز رسالت خويش است. دومين قيد مسئوليت از نظر دراکر، قيد شايستگی و اهليت است. او می‌گويد پذيرفتن مسئوليت‌هايی که شايستگی انجام آن را نداريم، عين مسئوليت ناشناسی است، زيرا هم سطح توقع را بالا می‌برد و هم در نهايت زمينه‌ساز سرخوردگی و يأس متوقعان می‌شود.از نظر دراکر، مهم‌ترين قيد مسئوليت اجتماعی، قيد مشروعيت و اقتدار است. مسئوليت بدون اقتدار معنا ندارد، لذا مسئوليت همواره با اقتدار همراه است. به همين دليل، هرکس که دعوی مسئوليت می‌کند، در واقع دعوی اقتدار دارد. درواقع، هرکس اقتدار دارد، مسئول است. او به طنز می‌گويد فقط نظام‌های خودکامه و شهامت‌خواه هستند که در عين اقتدار کامل، خود را در برابر هيچ‌کس و هيچ چيز، مسئول نمی‌دانند! بنابراين، از نظر دراکر وقتی از بنگاهی خواسته می‌شود مسئوليت حل يکی از گرفتاری‌ها و معضلات جامعه را بپذيرد، بايد با دقت بينديشد و ببيند آيا اقتدار مستتر در اين مسئوليت، مشروع است يا خير. اگر اين اقتدار مشروع و موجه نباشد، پذيرش مسئوليت مشکل‌گشايی، درواقع غصب مسئوليت است. آشکار است که حتی اگر سازمان يا بنگاه دارای اقتدار انجام کاری باشد، بايد در منشاء اقتدار خود دقت کرده و از مشروعيت آن اطمينان يابد. از نظر دراکر، مسئوليت‌های اجتماعی بنگاه‌ها را می‌توان به شرح زير برشمرد:

1) پرداختن تمام و کمال به مسئوليت، وظيفه و رسالت اصلی بنگاه

2) مسئوليت فرآورده‌ها و خدمات

3) مسئوليت فرآيندها

4) مسئوليت اخلاقی (Robbins,2007,35)

 ديدگاه به حداكثر رساندن سود خالص

آلبرت كار درمقاله منحصر بفرد خود در مركز مطالعات كسب و كار هاروارد در سال 1999 افراطي ترين موضع پيرامون « آيا كسب و كار در مورد مسئوليت هاي اخلاقي بلوف ميزند؟ » را اتخاذ كرد . كار مي گويد كه تنها هدف كسب و كار بدست آوردن سود است. او بدليل گسترش رقابت ومعاملات، كسب و كار كنندگان را افرادي می پنداشت كه نسبت به ديگر افراد از معيارهاي اخلاقي پاييني برخوردار بودند. او بحث كرد معيارهاي پايين اخلاقي باعث می شود تا مسائلي مانند اظهار نظر غلط و مخفي نگه داشتن حقايق درطي معاملات، دروغ گفتن در مورد سن در شرح حال نويسي، غفلت شركت هاي خودروسازي در مورد ايمني خودروها، و بطور خلاصه فريب دادن ها بوجود  می آيند. وظايف يك مدير بعنوان نماينده وفادار كارفرمايان، تعهدات براي مسئوليت اجتماعي ، رعايت قانون بود.( Lantos,2001,87)

ديدگاه به حداكثر رساندن سود معين

رايج ترين بحث پيرامون وضعيت سوددهي  مسئوليت اجتماعی شرکت ها توسط ميلتون فريدمن اقتصاددان نئوکلاسيک در دانشكده اقتصاد شيكاگو مطرح شد. البته آدام اسميت اولين كسي بود كه از اين ديدگاه طرفداري کرد.

فريدمن در مقاله مهمي تحت عنوان “مسئوليت اجتماعی در راستای افزايش سودها” آورده است که دريک اقتصاد آزاد فقط و فقط يك مسئوليت اجتماعي در مورد كسب و كار وجود دارد. آن مسئوليت اين است كه از منابع خود استفاده كند و در فعاليت هايي كه منجر به افزايش سودش مي شود با رعايت قوانين بازي، شركت كند، و در رقابت هاي باز بدون كلاه برداري و فريبكاري درگير شود يعني با توجه به قانون و اصول اخلاقي عمل كنند.  (Celho,2002,19)

 ديدگاه آگاهي اجتماعي و الگوي ذينفعي

چيزي كه فريدمن نسبت به آن بي اعتنايي كرد اين بود كه تصميمات كسب و كار در حوزه مسئوليت هاي اجتماعي واخلاقي از بسياري از جهات، مردم، گروه ها و نهادها را تحت تاثير قرار مي دهد و به همين صورت آنها هم به نوبه خود تاثيراتي را روي عملكرد خوب آن سازمان می گذارد.از نظر فريدمن اولين دغدغه ذينفعان در تصميم گيري براي كسب و كار سهامداران/ مالكان هستند، او بر اين عقيده تاكيد كرد كه قراردادهاي اجتماعي شركت ها منافع بلند و كوتاه مدت گروههاي ديگر را نيز تحت تاثير مي گذارد. نظريه پردازان قراردادهاي اجتماعي معتقدند كه تصميمات كسب و كاري اغلب شمار گسترد ه اي از افراد ، گروهها، و نهادها وذينفعان را تحت تاثير مي گذارد. ذينفعان عبارتند از :

1) هر فرد يا گروهي كه تحت تاثير اقدامات، خط مشي ها و تصميم گيري هاي دولت قرار گيرد. (آنها نفعي را در درآمدهاي حاصل از تصميم گيريهاي شركت ها دارند).

2) هر فرد يا گروهي كه حياتش وابسته به بقاء و موفقيت شركت ها باشد.

اين مدل ذينفعي واكنشي بود در برابر الگوي سهامداران فريدمن كه در آن هيچ كس جز سهامداران مدعي كسب و كارنبودند. بنابراين به جزء سهامداران، ذينفعان ديگري نيز در شركت ها سرمايه گذاري مي كنند، كاركنان سرمايه فكري ووقت خود را سرمايه گذاري مي كنند، مصرف كنندگان اعتماد خود را سرمايه گذاري می كنند، جوامع در كنار حمايت مالياتي، امور زيربنايي و آموزشي براي كاركنان آينده فراهم مي كند و غيره . (Lantos,2001,87)

 ديدگاه خدمات اجتماعي

اين ديدگاه را كه عمدتا كارول بيان كرده است، بر اين باور است كه كسب و كار بايد از منافع گسترده اش براي خدمت به جامعه استفاده كند. اين جامعه است كه مسئوليت اقدامات بشر دوستانه را بر عهده دارد و ملزم به اجراي تعهدات اخلاقي و قانوني است، از اين رو نبايد از شركت انتظار داشت كه به اندازه جامعه مسئوليت اخلاقي را بپذيرد. بنابراين شركت ها مستقيماً مسئول كسر  بودجه هاي جامعه در امر بهسازي نيستند. با اين حال فشارها و انتظارات رو به افزايش بشر دوستانه وجود دارد ، زيرا كاستي هاي موجود در نهادهاي اجتماعي، خانواده ها، مذهب ، سازمانها ، مسئوليت اجتماعی شرکت در مورد تحولات و هر چيزي كه بطور سنتي با اجتماع در ارتباط است را تحت تاثير قرار مي دهد. از اين رو مردم بر اين باورند كه كسب و كارها  را بايد براي جبران كاستي ها كمك كنند.((Lbipd,78

 ديدگاه ستی

ستی سه رويکرد برای مسئوليت اجتماعي در مورد شركتها ارائه مي دهد و به گونه اي، شركتها را بر اساس ميزان مسئوليت پذيري دسته بندي مي كند:

1)رويكرد تعهد اجتماعي

2)رويكرد مسئوليت اجتماعي

3)رويكرد حساسيت اجتماعي يا مسئوليت اجتماعي پيش گيرانه

همانطور كه جدول زير نشان مي دهد، هر كدام از سه رويكرد ستي  شامل رفتار هايی می شود که تلاش های نسبتاً دشوار را در رابطه با انجام فعاليت هاي مسئوليت اجتماعي بازتاب مي دهد.

بطور كلي شركت هايي كه از طريق رفتارها و فعاليت هاي همسو با رويكرد حساسيت اجتماعي سازماندهي شوند، نسبت به شركت هايي كه از طريق رفتارها و فعاليتهاي همسو با رويكرد مسئوليت اجتماعي يا رويكرد تعهد اجتماعي سازماندهي شدند ، از نظر اجتماعي حساسترند. همچنين شركت هايي كه از طريق رويكرد مسئوليت اجتماعي سازمان دهي شده اند، نسبت به  شركت هايي كه از طريق رويكرد تعهد اجتماعي سازمان دهي  شده اند، بطور كلي سطوح بيشتري از حساسيت اجتماعي بدست مي آورند.

سه رويكرد مسئوليت اجتماعي و انواع اقدامات همراه آن به صورت ذيل است

رويكرد 1: تعهدات اجتماعي تجويزي اهميت و ابعاد رفتاري
منحصر كردن مشروعيت تنها به ملاك هاي قانوني و اقتصادي؛ عدم نقض قوانين؛ همسان كردن عملكرد سودهي از طريق تحقق انتظارات اجتماعي جستجو براي مشروعيت
انتظار مي رود مديران طبق استانداردهاي  اخلاقي شان عمل كنند معيارهاي اخلاقي
تا حدي به عنوان محدوديت سهامداران تعبير  مي شود؛ رقابت، امتيازات ويژه آن را در برابر ديگران تضمين مي كند مسئوليت اجتماعي براي فعاليت هاي شركت
تنظيم تدافعي و استثمار گرايانه؛ به حداكثر رساندن بيروني سازي هزينه ها استراتژي اجرا
دورنماي عمومي را كمي حفظ می كند، اما اگر تحريك شود، از روش روابط عمومي ورسانه اي استفاده مي كند تا افكار عمومي را در مورد خودش ارتقاء دهد؛

هرگونه عدم اثر بخشي را رد می كند؛ نارضايتي عمومي را در مورد بي اعتنايي يا شكست در درك عملكرد شركت را سرزنش مي كند؛ تنها زماني اطلاعات فراهم مي كند كه از نظر قانوني ملزم شده باشد.

واكنش به رفتارهاي اجتماعي
قوياً در برابر هرگونه نظارت بر فعاليت هايش مقاومت مي كند، مگر اينكه براي حفاظت از موقعيت  بازاري اش مفيد باشد؛ از ارتباطات خودداري مي كند؛ در برابرهر گونه ارائه اطلاعات كه فراتر از التزام قانوني باشد، مقاومت مي كند. فعاليت هايي که شايسته اقدامات دولت است
به دنبال حفظ وضعيت موجود است ؛ كاملاً مخالف قوانيني كه هزينه هاي بيروني سازي شده قبلي را دروني سازي مي كند است؛ به دنبال ادامه فعاليت هاي مخفي نفوذي است. فعاليت هاي سياسي و قانوني
تنها زماني كمك مي كند كه آن منافع مستقيم و آشكاري را در پي داشته باشد؛ در غير اين صورت كمك ها را به عنوان مسئوليت در قبال كاركنان شخصي مي پندارد.

 

بشر دوستي
رويكرد 2: مسئوليت اجتماعي تجويزي اهميت و ابعاد رفتاري
جستجو براي مشروعيت مايل به بررسي و پذيرش گسترده تر ملاكهاي فرا بازاري و فرا قانوني جهت ارزيابي عملكرد شركت و نقش اجتماعي آن است جستجو براي مشروعيت
معيارهاي مربوط به جامعه را توصيف مي كند: براي مثال شهروندي شركتي خوب؛ ازاقدام اخلاقي در مورد مسائلي كه ممكن است به منافع اقتصادي صدمه بزند يا برخلاف معيارهاي اجتماعي (ديدگاه اكثريت) غالب باشد، خودداري مي كند. معيارهاي خلاقي
تا حدي منحصر به اهداف قانوني است، اما آن قدر گسترش يافته كه شامل گروه هايي مي شود كه تحت تاثير اقدامات قرارگرفته اند؛ مديريت بيشتر بصورت ظاهري است مسئوليت اجتماعي براي فعاليت هاي شركت
تنظيم واكنش؛ هر جا كه قابل شناسايي باشد،      هزينه هاي قبلي را دروني سازي مي كند؛ استانداردهاي جاري محيط زيست اجتماعي و فيزيكي را حفظ مي كند؛ به قربانيان آلودگي ها و ديگر فعاليتهاي مربوط به شركت غرامت ميپردازد، حتي درصورت عدم وجود قوانين واضح در اين زمينه؛ استانداردهاي گسترده صنعتي را توسعه مي دهد استراتژي اجرا
مسئوليت حل مشكلات جاري را مي پذيرد؛ عدم اثربخشي را در اقدامات قبلي مي پذيرد و تلاش     مي كند تا جامعه را متقاعد كند كه اقدامات كنوني اش مطابق معيارهاي اجتماعي است؛ تلاش براي دلجويي از منتقدان؛ ارائه اطلاعات آزادانه تر به جامعه واكنش به رفتارهاي اجتماعي
اختيار مديريتي را در تصميمات شركتي حفظ مي كند، اما با دولت نيز براي تحقيق جهت بهبود استاندارد صنعتي همكاري مي كند؛ در فرآيندهاي سياسي مشاركت مي كنند و كاركنان را نيز تشويق مي كند به همين صورت عمل كنند فعاليت هاي شايسته اقدامات دولت
مايل به همكاري با گروههاي غير عضو براي قوانين خوب زيست  محيطي است؛

لزوم تغيير را در برخي قوانين موجود تصديق  مي كند

فعاليت هاي سياسي و قانوني
به برنامه هاي غيرجنجالي و پايدار كمك کرده ؛  كمك هاي كاركنان را هماهنگ مي كند بشر دوستي

 

 

رويكرد 3: مسئوليت اجتماعي پيشگويانه و پيشگيرانه اهميت و ابعاد رفتاري
نقش خودش را همانطور كه توسط سيستم اجتماعي توصيف شده، مي پذيرد وبنابراين وابسته به تغيير است، اهميت اقدامات سوددهي را سازماندهي مجدد
مي كند اما شامل ملاكهاي ديگر نيز مي شود.
.جستجو براي مشروعيت
قدم هاي قاطعي در مورد مسائل جامعه برمي دارد؛ از معيارهاي اخلاقي و سازماني پيروي مي كند حتي اگر احتمال رود اين موارد براي منافع مستقيم اقتصادي خود مضر باشد. معيارهاي اخلاقي
مايل به توجيه اقدامات در برابر ديگر گروه ها، حتي كساني كه بطور مستقيم تحت تاثير اقداماتش قرار نگرفته است مسئوليت اجتماعي براي فعاليت هاي شركت
تنظيم كنشي، در توسعه و تنظيم فناوري جديد براي حفاظت كنندگان محيط زيست، پيشتاز است؛ عوارض جانبي فعاليتهاي شركت را ارزيابي مي كند و آنها رامحدود به اقدامات قبلي می كند؛ تغييرات اجتماعي آينده را پيش بيني مي كند وساختارهاي دروني را در راستاي آن توسعه مي دهد استراتژي اجرا

 

با رغبت تمام فعاليت ها با گروه هاي غير عضو را مورد بحث قرار مي دهد؛ آزادانه اطلاعات در اختيار جامعه قرار مي دهد؛ نظرات رسمي و غير رسمي گروههاي غيرعضو را درتصميم گيري ها مي پذيرد؛ مايل به ارزيابي آشكار فعاليت هاي متنوعش است. واكنش به رفتارهاي اجتماعي
آشكارا با دولت ارتباط برقرار مي كند؛ به تقويت قوانين موجود و توسعه ارزيابي هاي عملكرد كسب وكارها كمك مي كند؛ آشكارا در برابر فعاليت هاي دولتي كه احساس كند به صلاح منافع عمومي نيست، اعتراض مي كند فعاليت هايي که شايسته اقدامات دولت است
از مداخله سياسي خودداري مي كند و قوانين منافع ويژه را دنبال نمي كند، به نهادهاي قانون گذاري براي توسعه قوانين مربوط كمك  مي كند، صادقت و   شفاف سازي را درفعاليت هاي نفوذي خود و دولت ارتقاء مي دهد. فعاليت هاي سياسي و قانوني
به گروههاي جديد و بحث انگيزي كمك و حمايت مي كنند كه واقعاً نياز بدان را داشته باشند.فعاليت هاي نوع دوستانه را به راحتي انجام مي دهد و تشويق مي كند. بشر دوستي

(سرتو،1992، 8)

جدول2-2 رويکرد های مسئوليت اجتماعی