تعاریف و نظریه های دانشمندان سرمایه اجتماعی

تعاریف و نظریه های سرمایه اجتماعی

 

مفهوم سرمایه را می‏توان از آرای مارکس دنبال نمود. در مفهوم پردازی مارکس، سرمایه بخشی از ارزش اضافی است که سرمایه‏داران و کسانی که ابزار تولید را در اختیار دارند، از گردش کالاها و پول در فرایندهای تولید و مصرف، آن را به دست می‏آورند (توسلی و موسوی، 1384: 2). در واقع سرمایه را هم به عنوان یک مفهوم و هم به عنوان یک تئوری می‏توان در نظر گرفت. سرمایه به عنوان یک مفهوم، سرمایه گذاری در انواع خاصی از منابع ارزشمند جامعه می‏باشد و به عنوان تئوری فرایندی است که توسط آن سرمایه حاصل می‏شود و برای بازگشت مجدد به کار گرفته می‏شود (لین، 2001: 3). اگر سرمایه‏ی فیزیکی چیزی است که در ساختمان، زمین یا تجهیزات مولد وجود دارد، سرمایه‏ی مالی چیزی است که یک فرد در بانک دارد (پول) و سرمایه‏ی انسانی چیزی است که در ذهن وجود دارد (آموزش و مهارت­های مختلف)، سرمایه‏ی اجتماعی چیزی است که در روابط یا شبکه‏های خود با دیگر افراد داریم (تاج‌بخش، 1385: 28).

در واقع ما می‌توانیم سرمایه‏ی اجتماعی را از دیگر انواع منابع متمایز نماییم. سرمایه‏ی اجتماعی، منابع در دسترس افراد است که تابع موقعیت آن‏ها در ساختار ارتباطات اجتماعیشان می‏باشد. اما ارتباطات اجتماعی چیست؟ ما می­توانیم به طور مفهومی 3 جنبه از ساختار اجتماعی را که هرکدام در انواع مختلف ارتباطات ریشه دارند را تشخیص دهیم:

  • ارتباطات داد و ستد: در این نوع ارتباطات کالاها و خدمات در ازای پول یا تهاتر معاوضه می­گردند.
  • ارتباطات سلسله مراتبی: در این نوع ارتباطات تبعیت از صاحب اختیار در ازای امنیت مادی و معنوی مبادله می‏شود.
  • ارتباطات اجتماعی: در این نوع ارتباطات مساعدت و خیر­خواهی مبادله می‏شود. این­ها 3 نوع ارتباطاتی هستند که جنبه­های ساختار اجتماعی زمینه­ای سرمایه‏ی اجتماعی را تشکیل می‏دهند (آدلر[1] و ون[2]،2002: 18).

در دو دهه­ی گذشته سرمایه‏ی اجتماعی در شکل­ها و زمینه­های مختلف به عنوان یکی از شاخص­ترین مفاهیم در علوم اجتماعی پدیدار گشته است. ولی ریشه­ی استفاده از این اصطلاح به سال 1916 و به کاربرد اولیه­ی آن توسط یک معلم جوان به نام هانی فن[3] باز می‏گردد. او در بحث مراکز اجتماعات مدارس روستایی، بر اهمیت احیای مشارکت­های اجتماعی برای تداوم دموکراسی و توسعه تاکید کرد و مفهوم سرمایه‏ی اجتماعی را وضع نمود. هانی فن هر دو وجه منافع خصوصی و عمومی سرمایه‏ی اجتماعی را برجسته کرد اما به رغم این نوآوری مفهومی توجهی را بر نیانگیخت و بدون هیچ اثری ناپدید شد (پاتنام و گاس، 2002: 5-4). جین جاکوب[4] (1961) نیز بیان کرد که شبکه‏های اجتماعی فشرده در محدوده­های قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه‏ی اجتماعی را تشکیل می‏دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی انتظامی و نیروی حفاظتی پلیس، مسئولیت بیشتری از خود نشان می‏دهند (جاکوب، 1961: 138[5]). اولین توضیح و تفسیر یکپارچه از سرمایه‏ی اجتماعی توسط پیربوردیو در 1972 انجام شد. وی سرمایه‏ی اجتماعی را به عنوان «مجموعه منابع بالقوه و بالفعل که به عضویت در یک گروه مرتبط می‏شود، تعریف می‏کند که هر یک از اعضا با پشتیبانی یکدیگر فراهم می‏کنند» (بوردیو[6]، 1986: 243). در دهه‌ی 1980، این اصطلاح توسط جمیز کلمن جامعه­ شناس، در معنای وسیع­تری مورد استفاده قرار گرفت و رابرت پاتنام، دانشمند علوم سیاسی نفر دومی بود که بحثی قوی را در مورد نقش سرمایه‏ی اجتماعی و جامعه­ی مدنی را هم در ایتالیا و هم در ایالات متحده برانگیخت (فوکویاما، 1379: 10). بانک جهانی نیز در سال 1998 در تعریف سرمایه‏ی اجتماعی چنین آورده است (پیران، 1385: 16) :

«سرمایه‏ی اجتماعی در جامعه­ای مفروض در برگیرنده­ی نهادها، روابط، نظرگاه­ها و ارزش­هایی است که بر کنش و واکنش­های بین مردم حاکمند و در توسعه­ی اقتصادی و اجتماعی سهم دارند. لیکن سرمایه‏ی اجتماعی جمع ساده­ی نهادهایی نیست که جامعه را در بر می­گیرد بلکه همچنین می­تواند نهادهای بیان شده را به هم پیوند زند. سرمایه‏ی اجتماعی در عین حال دربرگیرنده­ی ارزش­ها و هنجارهای مشترک لازم برای رفتار اجتماعی است که در روابط شخصی افراد، در اعتماد آنان به یکدیگر و در حس مشترک مسئولیت­های مدنی منعکس شده است. امری که جامعه را چیزی بیشتر و فراتر از جمع افراد می­سازد». در مورد سرمایه‏ی اجتماعی نظریات متعددی بیان شده است که به بیان تعدادی از آن‏ها می­پردازیم:

 

 بوردیو

مفهوم سرمایه‏ی اجتماعی در دهه­ی 1970 و اوایل دهه­ی 1980 توسط پیر بوردیو مطرح گردید. وی 3 نوع سرمایه را شناسایی نمود: سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی. مفهوم سرمایه‏ی اجتماعی از نظر بوردیو بر تعارضات و عملکرد قدرت (روابط اجتماعی که توانایی فرد را برای پیشبرد علائقش افزایش می‏دهد) تاکید دارد. از دیدگاه بوردیو، سرمایه‏ی اجتماعی یک منبع برای تعارضات اجتماعی است که در عرصه­های اجتماعی متفاوت استفاده می‏گردد (سیسیانن[7]، 2000: 2). بوردیو میزان سرمایه‏ی اجتماعی را به عنوان تابعی از اندازه­ی شبکه‏ها و حجم سرمایه (اعم از اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) که در خدمت افراد شبکه می‏باشد، تعریف می­نماید (لین، 1999: 35). او به این نکته توجه می­کند که ایجاد و اثربخشی سرمایه‏ی اجتماعی بستگی به عضویت در یک گروه اجتماعی دارد که اعضای آن مرزهای گروه را از طریق مبادله­ی اشیاء و نماها بنیان نهاده­اند (ایمانی جاجرمی، 1380: 36 ). مفهوم بوردیویی سرمایه­ی اجتماعی به سبب آنکه تنها راه دانستن وجود آن و سودمندی­اش برای افزایش سرمایه‏ی اقتصادی پس از وقوع موضوع است، سنجش ناپذیر و مبهم دانسته شده است. کاربرد سرمایه‌ی اجتماعی نزد بوردیو بر این درک استوار است که افراد چگونه با سرمایه گذاری بر روابط گروهی، وضعیت اقتصادی خود را در یک فضای اجتماعی سلسله­ مراتبی (جامعه سرمایه داری) بهبود می‏بخشند (مرشدی و شیری، 1387: 196). بحث‌های بوردیو درباره­ی سرمایه‏ی اجتماعی و مفاهیم مرتبط با آن، مطالعات مردم شناختی را درباره نقش برخی گروه­های اجتماعی در توسعه، هدایت نموده­اند (ایمانی جاجرمی، 1380: 36 ).

 

 لین

لين با طرح نظريه منابع اجتماعي مطرح نمود كه دستيابي به منابع اجتماعي و استفاده از آن‌ها مي‌تواند به موقعیت‌های اجتماعي – اقتصادي بهتر منجر شود. از نظر لين منابع ارزشمند در اكثر جوامع ثروت، قدرت و پايگاه اجتماعي مي‌باشد و لذا سرمايه اجتماعي افراد را بر حسب ميزان يا تنوع ويژگي‌هاي ديگراني كه فرد با آن‌ها پيوندهاي مستقيم و غیرمستقیم دارد قابل سنجش مي‌داند (توسلي و موسوی، 1384: 10). لین مفهوم سرمایه‏ی اجتماعی را به مثابه منابع نهفته در ساختار اجتماعی تعریف می‏کند که با کنش­های هدفمند قابل دسترسی یا گردآوری است. از نظر وی سرمایه‏ی اجتماعی از 3 جزء تشکیل شده است: منابع نهفته در ساختار اجتماعی، قابلیت دسترسی افراد به این گونه منابع اجتماعی و استفاده یا گردآوری این گونه منابع اجتماعی در کنش­های هدفمند (لین، 1999: 35). لین چهار عنصر اطلاعات، نفوذ، اعتبارات اجتماعی و تایید را شرح چگونگی کارکرد سرمایه‌ی اجتماعی در کنش‌های ابزاری و کنش‌های اظهاری می‌داند (لین، 2001: 20). مباحث لین صرفاً بر منافع فردی سرمایه‌ی اجتماعی متمرکز است و سرمایه‌ی اجتماعی را در درجه‌ی اول امری فردی می‌داند که افراد با انگیزه‌ی کسب سود برای خود، اقدام به سرمایه گذاری در روابط اجتماعی نمایند. اگرچه ممکن است به زعم لین مانند سرمایه‌ی انسانی، مجموع دارایی‌های ارتباطی به نفع جامعه نیز تمام شود (توسلی و موسوی، 1384: 12).

 

 

 کلمن

جمیز کلمن در سال 1988 در مقاله­ی خود در مورد تأثیر سرمایه‏ی اجتماعی در خلق سرمایه‏ی انسانی، سرمایه‏ی اجتماعی را ارتباط بین عوامل فردی و ساختاری درون شبکه‏های اجتماعی معرفی می­نماید و بیان می‏کند که سرمایه‏ی اجتماعی با کارکردهایش تعریف می‏گردد (گریکس[8]، 2001: 192). به نظر کلمن سرمایه‏ی اجتماعی مجموعه­ای از چیزهای متنوعی با دو ویژگی‏های مشترک می‏باشد: همه­ی آن‏ها متشکل از ساخت اجتماعی هستند و اقدامات معین افراد را در درون ساختار تسهیل می­نمایند. کلمن سرمایه‏ی اجتماعی را در چارچوب منافع حاصل از روابط اجتماعی تسهیل یافته در نظر گرفته و آن را در کنار سایر سرمایه­ها از قبیل سرمایه‏ی انسانی و فیزیکی عامل پیشرفت و بهبود زندگی می­داند (غفاری و اونق، 1385: 164). همانند سایر شکل‏های سرمایه، سرمایه‏ی اجتماعی نیز مولد می‏باشد و دستیابی به هدف­های معین را که در نبود سرمایه‏ی اجتماعی دستیابی به آن‏ها تنها با صرف هزینه­های زیاد امکان پذیر می‏شود، ممکن می‌سازد (کلمن، 1988: 98). بدین گونه کلمن بر سودمندی سرمایه‏ی اجتماعی به عنوان منبعی برای همکاری، روابط دوجانبه و توسعه­ی اجتماعی تاکید می­ورزد (ایمانی جاجرمی، 1380: 36 ). کلمن برخی از روابط اجتماعی را که می­تواند منابع سرمایه­ای سودمند ایجاد کند شامل: تعهدات و انتظارات، ظرفیت بالقوه اطلاعات، هنجارها و ایدئولوژی می­داند (ناطق پور و فیروزآبادی،1385 :4). دیدگاه کلمن در باره سرمایه­ی اجتماعی به این نتیجه می­انجامد که در جوامع دارای سرمایه­ی اجتماعی زیاد، می‌توانند به رفاه و سعادت دست یابند، اما جوامعی که سرمایه‏ی اجتماعی در آن‏ها ناکافی است گرفتار مسائل متعدد خواهند شد. این بحثی است که فرانسیس فوکویاما آن را دنبال نموده است. او سرمایه‏ی اجتماعی را به عنوان توانایی افراد برای کار با یکدیگر در جهت اهداف عمومی در گروه‌ها و سازمان‏ها تعریف می‏کند (ایمانی جاجرمی، 1380: 37 ).

 

 پاتنام

رابرت پاتنام در مطالعه­ی خود که پس از اصلاحات سیاسی صورت گرفته در سال 1971 در ایتالیا انجام داد به دنبال پاسخ گویی به این مسئله بود که با وجود سیاست­های مشخص و کلان دولت مرکزی، چرا نهادهای دموکراتیک در شمال ایتالیا کارآمدتر از جنوب عمل می‏کنند و چه عاملی باعث تفاوت در رشد اقتصادی شمال و جنوب ایتالیا می‏شود. او در تبیین این مسئله سرمایه‏ی اجتماعی را مورد توجه قرار می‏دهد. از نظر وی سرمایه‏ی اجتماعی: شبکه‏ها، هنجارها و اعتمادی است که مشارکت کنندگان را قادر می­سازد تا به طور مؤثرتری با همدیگر کنش داشته باشند و اهداف مشترکشان را پیگیری نمایند (پاتنام، 1996: 56). در مجموع پاتنام منابع سرمایه‏ی اجتماعی را اعتماد، هنجارهای معامله متقابل و شبکه‏های افقی تعامل می‏داند که خود تقویت­کننده و خود افزون هستند (ایمانی جاجرمی، 1380: 38). شبکه‏های افقی در نظریه پاتنام و هنجارهای اعتماد و همیاری درون این شبکه‏ها، منابع سرمایه ای هستند که ذاتاً اجتماعی بوده و با حل مشکل کنش جمعی، توسعه­ی اقتصادی و سیاسی را در سطح منطقه و کشور موجب می­گردند (کامران و دیگران، 1389: 27). پاتنام در بررسی عناصر سرمایه‏ی اجتماعی، مشارکت‌های مدنی را از اشکال ضروری به شمار می­آورد و معتقد است که هرچه این شبکه‏ها در جامعه­ای متراکم­تر باشند احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است و باعث می‏گردد که هزینه­های بالقوه عهدشکنی در هر معامله­ای افزایش یابد (پاتنام، 1380: 297). وی با تاکید بر هنجارهای مشارکت مدنی بیان می‏کند که منابع (شبکه‏ها، هنجارها و اعتماد) در جوامع مدنی خصلتی خود تقویت کننده دارند و باعث ارتقاء همکاری، مشارکت مدنی، اعتماد متقابل و رفاه اجتماعی می­گردند و در جوامع غیر مدنی به خاطر نداشتن توان خود تقویتی باعث تقویت عهدشکنی، بی اعتمادی، بهره کشی، انزوا و رکود می­گردند (همان: 300).

[1] Adler

[2] Kwon

[3] Hanifan

[4]  Jane Jacobs

[5] Jacobs

[6] Bourdieu

[7] Siisiäinen

[8] Grix