تحقیقات انجام شده درصد مالکیت مدیران درخارج و داخل کشور

تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

لافوند و رويچودهاري[1](2008) در پژوهشي به بررسي رابطه درصد مالكيت مديران با محافظه كاري پرداختند. آنها مدل باسو را معيار محافظه كاري قرار دادند و اندازه شركت، بدهي و ريسك ادعاهاي حقوقي را متغيرهاي كنترلي در نظر گرفتند. يافته هاي ايشان بازگوكننده اين بود كه بين نسبت بدهي با محافظه كاري رابطه مثبت و معناداري برقرار است؛ يعني با افزايش سطح بدهي تقاضا براي محافظه كاري افزايش مي يابد.

لی و یل[2](2009) انجام شد، رابطه بين فن آوري اطلاعات و عملكرد سازماني در حوزه هيات مديره مورد بررسي قرار گرفته است كه در آن به عوامل تاثيرگذاري همچون پويايي محيطي، راهبرد شركت و مديريت سازمان اشاره گرديده است. نتايج اين مطالعه نشان داد که رابطه اي معنادار بين فن آوري اطلاعات و اثر بخشي راهبردها و تصميمات اتخاذ شده توسط هيات مديره و افزايش درك شركت از محيط پوياي خود و تاثير اين امر بر تشديد اثر فن آوري اطلاعات بر عملكرد سازماني وجود دارد.

ژانگ[3](2009) ارتباط بین دوره تصدی هیات مدیره با کیفیت سود را بررسی نمود. او فهمید که در مجموع، با افزایش دوره تصدی هیات مدیره، روکرد گزارشگری مالی گرایش بیشتری به سمت محافظه کاری پیدا می کند. نتایج نشان داد که مدیران با سابقه طولانی تر، کمتر از اقلام تعهدی اختیاری برای دستکاری سود استفاده می کنند. ژانگ(2009) این یافته ها را اینگونه تفسیر نمود که اولا مدیران با سابقه، دارای شهرت و اعتبار در شرکت و جامعه حرفه ای هستند و حاضر نیستند که این شهرت را با مدیریت سود از دست بدهند و دوما این گروه از مدیران بدلیل تجربه و دانشی که در حوزه عملیاتی دارند، عملکرد و سوددهی مطلوبی بدست می آورند و تمایلی برای بکارگیری اقلام تعهدی اختیاری ندارند.

دمرجان و همكاران[4](2010) ارتباط بين توانايي مديران با كيفيت سود را بررسي نمودند. آنها در يافتند كه بين توانايي مديريت با كيفيت صود رابطه مستقيم و معناداري وجود دارد. نتايج نشان داد كه افزايش توانايي مديريت منجر به تعديلات سنواتي كمتر، كارآيي و سود بالاتر، كاهش اشتباهات و برآورد دقيق تر اقلام تعهدي مي شود كه اين امر بطور بالقوه ناشي از نگرش قدرتمند مدير در ارزيابي شرايط و وضعيت هاي مختلف تجاري و صنعت است.

تس[5](2009) به آزمون اين فرضيه پرداخت كه اگر در صنايع مختلف، فرصتهاي آتي رشد متفاوت باشند، آن گاه سودآوري نيز در اين صنايع براي سرمايه گذاران داراي مفاهيم متفاوتي از جريانات نقدي آتي است.وي دريافت كه سرمايه گذاران نسبت به سودآوري صنايع داراي رشد بالا در برابر صنايع با رشد پايين واكنش مطلوبتري نشان ميدهند.اين واكنش به اين علت است كه افزايش سودآوري مستلزم رشد بيشتر جريانات نقدي آتي صنايع داراي رشد بالا نسبت به صنايع با رشد پايين است.

گیرود و مولر[6](2011) در تحقیقی به بررسی تاثیر حاکمیت شرکتی و رقابت در بازار محصول بر عملکرد شرکتها پرداختند. نتایج نشان داد که حاکمیت شرکتی ضعیف در صنایع غیررقابتی، منجر به بازده سرمایه کمتر، بهره وری کمتر و ارزش بازار پایین تر می شود. همچنین نتایج حاکی از این است که حاکمیت شرکتی ضعیف، بطور بالقوه باعث کاهش بازدهی نیروی کار و افزایش هزینه های محصول می شود. اما این تاثیر در صنایع رقابتی و در شرکتهایی که توانایی رقابت در بازار محصول را دارند؛ کمتر است.

نورالحق و همکاران (2013)، در تحقیقی با عنوان استراتژی کسب وکار و کیفیت سود به بررسی رابطه رابطه بین استراتژی مقاوتی و اکتشافی با کیفیت سود در شرایط کلان اقتصادی پرداختند انها به این نتیجه رسیدند که در هنگام رشد اقتصادی بالا، شرکت‌های مکتشف، حسابداری محافظه کارانه دارند و شرکت‌های مقاومتی مدیریت سود بیشتری دارند. در دوره رشد اقتصادی پایین، شرکت‌های مکتشف در دادن گزارش محافظه کار می‌شوند در حالی که شرکت‌های مقاومتی به صورت تهاجمی درگیر مدیریت سود می‌شوند.

دنیس و همکاران (2013)، به بررسی ارتباط بین مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعات با توجه به شرایط عدم اطمینان پرداختند. در این مطالعه، به بررسی ارتباط بین مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعات، با در نظر گرفتن شرایط عدم اطمینان، می پردازیم. نتایج نشان می دهد که یک محیط پیچیده و پویا، رابطه بین اقلام تعهدی اختیاری[7] و عدم تقارن اطلاعات را که بعنوان نوسانات قیمت سهم و گسترش اندازه گیری در نظر گرفته می شوند، ضعیف می کند. خصوصا، رابطه مثبت بین مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعات برای شرکت های متنوع، که به شدت در R & D سرمایه گذاری می کنند، و کسانی که در معرض نوسانات فروش بالا قرار دارند را تضعیف می کند. این مساله بر مشکل سرمایه گذاران برای ارزیابی مدیریت سود در یک محیط نامطمئن تاکید می کند. در نهایت، در چنین شرایطی، اقلام تعهدی اختیاری هستند، احتمال دارد توسط سرمایه گذاران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایالات متحده، بازار سهام شفاف در مقایسه با بازار سهام کانادا ،تشخیص داده شوند.

پارک و جانگ(2013) در تحقیقی ارتباط بین ساختار سرمایه، جریان‌های نقد آزاد، استراتژی تنوع و عملکرد شرکت را بطور همزمان بررسی نمودند. نتایج نشان داد که جریان نقد آزاد،‌ میزان تنوع در شرکت‌ها را افزایش‌ می دهد. همچنین، نتایج حاکی از این است که اهرم مالی، یک راه موثر برای کاهش جریانات نقدی آزاد و بهبود عملکرد شرکت‌ها‌ می باشد و این نقش اهرم مالی در شرکت‌های دارای استراتژی تنوع، چشمگیرتر است. این محققین دریافتند که اهرم مالی، بطور مستقیم اثرات منفی پراکندگی بر عملکرد شرکت را کاهش‌ می دهد و فرصتهای مدیران را برای در پیش گرفتن یک استراتژی تنوع ناکارآمد، کاهش‌ می دهد.

2-4-2) تحقیقات انجام شده در داخل کشور

قاسمی و ابراهیمی(1386) به بررسی آثار به­کارگیری راهبرد­های رقابتی مناسب بر کارایی شرکت­های تجاری ایران پرداختند. بر مبنای این بررسی، راهبرد رهبری هزینه، بیشترین تأثیر را در کارایی شرکت­های تجاری داشته و پس از آن راهبردهای بهترین شیوه هزینه کردن، تمایز و تمرکز، به ترتیب اولویت­های بعدی را کسب کردند.

شهرياري(1387) نيز به بررسي رابطه بين هزينه هاي سياسي بر ميزان محافظه كاري اعمال شده توسط شركت هاي پذيرفته شده در بور س اوراق بهادار تهران پرداخته است. رابطه هفت متغير اندازه، درجه رقابت در صنعت، شدت سرمايه گذاري، ريسك، مالكيت دولتي، نرخ موثر مالياتي و تمركز مالكيت با محافظه كاري توسط وي در مورد بررسي قرار گرفته و نتايج تحقيق نشان مي دهد كه با افزايش اندازه، محافظه كاري كاهش مي يابد. همچنين بين درجه رقابت در صنعت و مالكيت دولتي با محافظه كاري يك رابطه مستقيم برقرار است. بين ريسك و نرخ موثر مالياتي با محافظه كاري هيچ گونه رابطه معني داري مشاهده نشده و بين شدت سرمايه گذاري و تمركز مالكيت با محافظه كاري يك رابطه معني داري مشاهده نشده و بين شدت سرمايه گذاري و تمركز مالكيت با محافظه كاري يك رابطه معكوس برقرار است .

لگزیان و همکاران(1388) در تحقیقی تاثير عوامل موثر بر استفاده ا ز فن آوري اطلاعات و نقش آن ان در بهبود عملكرد هيات مديره ها بررسي نمودند. جهت آزمون فرضيات، هيات مديره برخي از شركت هاي توليدي و خدماتي شهرستان مشهد مورد بررسي كمي و كيفي قرار گرفته و داده هاي كم با استفاده از روش رگرسيوني و خوبي برازندگي مورد تحليل قرار گرفتند. نتايج مطالعه حاكي از آن است كه سه متغير فرهنگ، پويايي محيطي و راهبرد بر استفاده هيات مديره ها ا ز اطلاعات موثر بوده و استفاده از اطلاعات، بهبود عملكرد آنها را به همراه خواهد داشت. همچنين مدير ارشد اطلاعاتي نيز نقش تعديل گري را در تاثير استفاده از فن آوريهاي اطلاعات بر عملكرد ايفا مي نمايد. نتایج این تحقیق پیشنهاد می کند که افزايش پيچيدگيهاي شناختي تحليلي محيط پيرامون سازمان ها، نقش اطلاعات را در تصميم گيري مديران بيش از پيش برجسته نموده است. به همين سبب به نظر مي رسد استفاده از اطلاعات نقش موثري را در بهبود كاركرد هيات مديره هاي نوين در اقتصاد دانش محور امروزي ايفا نمايد.

رحیمنيا و همکاران (1389) در تحقیقی با عنوان بررسي تأثير استراتژي تمايز پورتر برعملكرد سازماني از طريق بسته بندي كالاها در شركت هاي مواد غذايي، استدلال نمودند که امروزه رقابت گسترده موجود در بازار، شركتها را ناگزير از بكارگيري استراتژ يهايي جهت رويارويي با اين رقابت نموده است. بدون شك بكارگيري اين گونه استراتژيها نه تنها از تأثير قابل ملاحظه اي بر بسته بندي كالاها به عنوان بخشي از محصول شرك تها برخوردار است، بلكه اين امر متعاقبا بر عملكرد شرك تها نيز تأثيرگذار است. با توجه به اين امر، هدف از اين تحقيق پيمايشي، بررسي اثر استراتژي تمايز پورتر بر عملكرد سازماني از طريق بست هبندي كالاها بوده است. جهت تحقق اين هدف تأثير متغير استراتژي تمايز بر عملكرد سازماني از طريق بسته بندي به صورت مستقيم(بدون واسطه گري بسته بندي) و غيرمستقيم(با واسطه گري بسته بندي(با طرح  4 فرضيه اصلي بررسي شد. نتايج تحقيق حاكي از عدم تاييد نقش واسطه گري متغير بسته بندي در رابطه بين استراتژي تمايز و عملكرد سازماني بود. اين در حالي است كه مولفه هايي همچون طراحي و رنگ بسته بندي رابطه بين استراتژي تمايز و مولفه فروش از عملكرد سازماني را واسطه گري مي نمايند.

اميري و  نائيجي(1389) در تحقیقی با عنوان فرصتهاي مديريت راهبردي، راهبرد رقابتي و كارآفريني شركتي، استدلال نمودند که به رغم برخي شواهد پژوهشي كه نشان مي دهد شركت هاي كارآفرين بيش از شركت هاي محافظه كار درگير فرايندهاي مديريت راهبردي هستند، اما هيچ تحقيق مستقل و منسجمي در اين باره، در محيط كس ب وكار ايران انجام نشده است . در اين پژوهش، روابط دروني ميان شاخ ص هاي مديريت راهبردي و درجه ي كارآفريني شركتي و هم چنين گرايش راهبردي غالب در شركت هاي كارآفريني براساس طبق ه بندي پورتر بررسي شده است .داده هاي تحقيق، از نمونه هايي متشكل از 362 مدير در 136 شركت كوچك و متوسط در سه صنعت مختلف گردآوري شده و براساس نتايج اين مطالعه، رابطه عميق مثبتي ميان برخي شاخص هاي راهبردي شامل تجزيه و تحليل، انعطاف پذيري، حيطه ي برنامه ريزي، كنترل راهبردي با كارآفريني و رابط هاي منفي ميان كنترل مالي با كارآفريني مشاهده شد . هم چنين راهبرد رقابتي عاملي تعيي ن كننده در كارآفريني محسوب مي شود و شركت هاي كارآفرين گرايش بيش تري به استفاده از راهبردهاي متمايزسازي و تمركزي نشان مي دهند.

زارعی متین و همکاران(1389) در مقاله خویش به بررسی رابطه بین گرایش استراتژیک شرکت با عملکرد سازمانی با استفاده از رویکرد کارت امتیازی متوازن پرداختند. موقعیت کلیدی استراتژی کسب و کار در تصمیم گیری‌های سازمانی، نگارنده را بر آن داشته است تا به بررسی رابطه بین استراتژی با نتایج عملکردی حاصل از آن با استفاده رویکرد کارت امتیازی متوازن بپردازد. و نوآوری کلیدی در این پژوهش، به‌کارگیری کارت امتیازی متوازن برای بررسی این رابطه است. در نهایت با توجه به نتایج به دست آمده از پژهش، استراتژی کسب و کار نقش تعیین‌کننده‌ای در عملکرد سازمانی دارد و ابعاد پیش‌فعالی، آینده‌نگری، تحلیلی و تدافعی رابطه مثبت و معناداری با عمکرد سازمانی دارند.

مرادی و هکاران(1390)، به بررسي تأثير محافظه كاري حسابداري بر كاهش ريسك سقوط قيمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران  پرداختند. يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد كه بين وجود و يا عدم وجود رويداد سقوط سهام در طول دوره تحقيق با سطح محافظه كاري حسابداري، يك رابطه معكوس و معني دار وجود دارد. به عبارت ديگر، يافته‌ها حاكي از تأثير مثبت محافظه كاري حسابداري بر كاهش ريسك سقوط قيمت سهام است.  همچنين نتايج حاكي از آن است كه رابطه بين محافظه كاري با وجود يا عدم وجود رويداد سقوط قيمت سهام در شرك تهاي داراي سطح عدم تقارن اطلاعاتي بالا، ب هلحاظ آماري معني دار نيست. همچنين نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي‌دهد كه عدم تقارن اطلاعاتي، نتوانسته است تأثير محافظه كاري در كاهش ريسك سقوط قيمت سهام را افزايش دهد.

بولو و عنابستانی(1390)، به بررسی تاثیر استراتژی تصاحب شرکتها بر مدیریت سود پرداختند.در این تحقیق اقلام تعهدی اختیاری به عنوان نماینده مدیریت سود در نطر گرفته شده و از الگوی تعدیل شده جونز تحت دو رویکرد ترازنامه ای و جریان نقد با اعمال تغییراتی در رویکرد ترازنامه ای استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد بین اقلام تعهدی اختیاری شرکتهای هدف در دوره قبل و بعد از تصاحب و همچنین بین اقلام تعهدی اختیاری شرکتهای هدف در دوره قبل از تصاحب و شرکتهای گروه کنترل تفاوت معناداری نیست.

اسدی و منتی(1390) سطح مدیریت سود اعمال شده در سال تغییر و دوره های پیرامون آن را در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی کردند. در این تحقیق با استفاده از الگوی تعدیل شده جونز، اقلام تعهدی اختیاری برآورد و به کمک آزمون مقایسه میانگین ها، تحلیل واریانس و آزمون رگرسیون، داده ها تجزیه و تحلیل گردید. نتایج تحقیق، مدیریت سود در سال قبل از تغییر مدیریت را تایید کرده ولی شواهدی از مدیریت منفی سود در سال تغییر و مدیرت مثبت سود در سال بعد از تغییر، بدست نیامده است.همچنین، نتایج نشان داد ه مدیریت سود به اندازه و نوع صنعتی که شرکتها در آن فعالیت دارند، بستگی ندارد.

رضایی و عازم(1391)، به بررسی تأثیر شدت رقابتی و راهبرد تجاري بر رابطه  بين اهرم مالي و عملكرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج نشان می­دهد که ارتباط منفی و معنی‌داری  بین اهرم مالی و عملکرد شرکت­ها وجود دارد. این یافته­ها بر وجود اثرات متغیر­های تعدیل­گرِ شدت رقابت در صنعت و راهبرد­ تجاری، بر رابطه بین اهرم مالی و عملکرد شرکت تأکید می­نماید. این نتایج حاکی­ است، تأثیر اهرم مالی بر عملکرد، برای شرکتهای پیرو راهبرد رهبری هزینه، نسبت به شرکت­­های متمایزساز منفی­تر است. از سوی دیگر، رابطه معنی­دار و مثبتی نیز بین شدت رقابت و عملکرد شرکت­ها مشاهده گردید.

اعتمادی و همکاران(1391)، در تحقیقی به بررسی تاثير مديريت سود بر چهار ويژگي سود، شامل كيفيت اقلام تعهدي، پايداري، قابليت پيش بيني و هموار بودن، پرداختند. به طور خاص، فرضيه فرصت طلبانه بودن مديريت سود آزمون شد كه بر اساس آن، مديريت سود، كيفيت سود شركت ها را كاهش ميدهد. نتايج به دست آمده نشان می‌دهد كه با افزايش ميزان اقلام تعهدي اختياري، از مقادير مطلوب ويژگي هاي سود كاسته مي شود. در اين ميان، كيفيت اقلام تعهدي بيش از ساير ويژگي ها، تحت تاثير مديريت سود قرار ميگيرد. همچنين، افزايش در مقادير اقلام تعهدي اختياري با كاهش در امتياز كيفيت سود شركت ها در ارتباط است. اين نتايج از نظريه فرصت طلبانه بودن مديريت سود حمايت كرده، نشان ميدهد كه مديريت سود بر محتواي اطلاعاتي حسابداري خدشه وارد مي كند.

عرب صالحی و همکاران(1391) در تحقیقی باعنوان تاثیر ریسک محیط، استراتژی شرکت و ساختار سرمایه بر عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، به بررسی ارتباط بین ریسک محیط، استراتژی شرکت و ساختار سرمایه با عملکرد شرکتهای نمونه آماری پرداختند. نتایج نشان داد که بین ریسک محیط و جریان نقد آزاد هر سهم، بین ریسک محیط و نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و بین ساختر سرمایه و جریان نقد آزاد هر سهم رابطه معنادار وجود دارد.

[1] LaFond, R. and S. Roychowdhury

[2] Li, L and Ye1, R

[3] Zhang.W

[4] Demerjian.P, Lewis.M, Lev.B and McVay.S

[5] Tse Senyo

[6] Giroud.X and Mueller.H

[7] discretionary accruals