فناوری آرمانگرایی اتوکراتیک و….

مدل سیاسی فناوری اطلاعات:

جدول زیر نشان دهنده یک مدل سیاسی از فناوری اطلاعاتی در سازمان است. ( دانپورت[1] و همکاران، 1992)

3-2:مدل سیاسی فناوری اطلاعات

آرمان گرایی اتوکراتیک: اعتماد بر تکنولوژی و تکیه بر فناوری های نوین

هرج و مرج: سیاست اداره اطلاعاتی کلی وجود ندارد.

فئودالیسم: مدیریت فناوری اطلاعات به وسیله واحدهای تجاری فردی، صورت می پذیرد.

حکومت پادشاهی: کنترل قوی توسط مدیریت عالی، اطلاعات ممکن است به سطوح پایین داده نمی شود.

فدرالیسم: مدیریت از طریق مشورت و مذاکره در خصوص تصمیمات کلیدی فناوری اطلاعات و ساختار

 

آرمانگرایی اتوکراتیک:

سازمان هایی که دارای ویژگی آرمان گرایی اتوکراتیک هستند، مفتون فناوری هستند و فرضیه ای که در این شرکتها وجود دارد این است که فناوری تمامی مسائل و مشکلات را حل خواهد نمود. این سازمانها پایگاه های داده را گسترش می دهند، شیکه ها را توسعه می دهند و حجم وسیعی از نرم افزارها را خریداری می کنند و در محل کار از رایانه ها استفاده می کنند. این سازمانها غالبا فاقد یک چشم اندازی برای اینکه چگونه در آینده از این  فناوری استفاده کنند هستند.

 

هرج و مرج:

آنارشی هنگامی به وقوع می پیوندد که فناوری مدیریت نمی شود. مدیریت در رابطه با گسترش فناوری اطلاعات هیچ مسیولیتی را قبول نمی کند و به اصطلاح اجازه می دهد که هزاران گل شکوفه کنند. این استراتژی ممکن است که افراد جسور را تشویق کند تا رایانه را در اختیار بگیرند و به آنها متصل شوند. اما همین که شرکت به مرز بلوغ رسید به علت عدم برنامه ریزی کلی و نبود استاندارد، هزاران مشکل به وقوع پیوست. بسیاری از شرکتها هنگامی که بازار PC رشد کرد این حالت را تجربه کردند. اما همین شرکنتها در یافتند که متصل کردن رایانه ها به هم به صورت شبکه بسیار هزینه بر و مشکل است.

فئودالیسم:

در مدل فئودالیسم کنترل های قوی در بین بخش ها و واحدها وجود دارد و این مدیر اجرایی است که تعیین می کند که چه نوع اطلاعاتی جمع آوری شود، چه نوع فناوری برای زیر دستان انتخاب گردد و چه اطلاعاتی به سمت مدیران بالاتر برود. این مدل غالبا هنگامی به وجود می آید که شرکت تکیه بر استقلال بخشی و واحدی دارد. زیرا بعید است که دو مدیر از یک مدل پیروی کنند. نکته حائز اهمیت این است که ایجاد هماهنگی بین دو سیستم مختلف فئودالی بسیار مشکل است. اگر مدیران ارشد تصمیم بگیرند که هماهنگی را ایجاد کنند، استراتژی تکنولوژی مناسبتر خواهد بود.

مدل مونارشی ( پادشاهی):

در این مدل CIO تبدیل به CIC یا تراز ارشد اطلاعاتی خواهد شد. در این مرحله CIO استانداردها را مشخص و تحلیل می کند. مونارشی معمولا هنگامی ظهور می یابد که سازمان دریابد که مدت زیادی است دچار فئودالیسم شده است.

فدرالیسم:

در محیطهای امروزی مدل فدرال ممکن است که مناسبترین مدل باشد. شرکتها کوشش می کنند تا به یک هوشیاری در این امور برسند که چه تصمیماتی در مورد بخش های مختلف در رابطه با فناوری اطلاعات بگیرند و اینکه اطلاعات چگونه باید تقسیم و تسهیم شوند. در این مدل تصمیمات به صورتی اتخاذ می شوند که سازمان به صورت یک کل نگریسته شود نه اینکه بخش یا بخشهایی خاص اعمال نظر کنند.

مدیران ارشد دریافته اند که بخش های محلی نیز به مقداری استقلال نیاز دارند و مدیران محلی نیز دریافته اند که اطلاعات به کل سازمان تعلق دارد و گاهی ممکن است که دارای ارزش استراتژیک بالایی باشد. (دانپورت و همکاران،1992)